غيبت چيست؟
كلمه غيبت به طوري كه در مجمع البيان آمده عبارتست از: در غياب كسي عيبي از او بگويي كه وجدان بيدار، تو را از آن نهي كند و اگر او بشنود، ناراحت شود، به همين جهت بدگويي دنبال سر فردي كه تظاهر به فسق و گناه ميكند را، جزو غيبت نشمردهاند، چون اگر بشنود كه در غياب او چنين گفتهاند،ناراحت نميشود.
مصاديق غيبت
مصاديق غيبت بر سه قسم است:
قسم اول :ذكر كردن چيزي كه نقص شرعي يا عرفي نسبت به حال شخص غيبت شده باشد و آن چيز هم، بر شنونده پوشيده باشد به طوري كه راضي به فاش شدنش نباشد و غيبت كننده هم در مقابل كوچك كردن آن شخص و عيب گذاري بر اوست.
قسم دوم: نقل عيب پنهان است،ليكن نه به قصد مذمت كردن و عيب گذاردن و پست كردن او، بلكه به غرض ديگري مانند سرگرمي يا از روي دلسوزي، عيب پنهان ديگري را نقل كند كه شكّي در حرام بودنش نيست.
قسم سوم: گفتن عيب كسي نزد ديگري كه آن را مي داند.ظاهر بعضي از روايات آن است كه از عنوان غيبت بيرون است، ليكن از تعدادي روايات استفاده ميشود كه اين مورد نيز غيبت است.1
صورتهاي غيبت:
1. گاهي شخصي غيبت كسي را ميكند و اظهار ميدارد كه من اين عمل را انجام نميدهم و اهل آن نيستم؛ مثلاً اظهار مي دارد : الحمدللّه كه من مبتلا به حبّ رياست نيستم.
2. طريق ديگر آن است كه گاهي غيبت كسي را ـ با لباس و پوشش تعريف از او ميكند؛ مثلاً ميگويد:حيف فلاني با وجودي كه اين همه صفت خوب دارد، امّا صبر ندارد و زود عصباني ميشود.
3. يا اگر در مجلسي غيبتي شود و بعضي حاضران نشنوند و يكي از آنها بخواهد غافلان را متوجّه كند،بگويد:سبحان اللّه چه چيز عجيبي اين شخص ذكر ميكند و از اين روش عيب را فاش كند.
4. و از اقسام ديگر غيبت، گوش كردن به آن است از روي تعجّب، زيرا كه او اظهار تعجّب ميكند كه نشاط غيبت كننده زيادتر شده و او را وادار به غيبت ميكند.2
5. يا گاهي اينطور اظهار ميدارد كه اين غيبت نيست، چون به خودش هم گفتهام يا اينكه در وسط مطلبي كه راجع به شخصي بيان ميكند،ميگويد:حالا غيبتش نباشد!! در حالي كه تمامي اين موارد غيبت است.
منبع:نسیم وحی
غيبت از گناهان كبيره است
در سوره نور آيه 19 آمده است: «و كساني كه دوست دارند خصلت ناشايست افراد با ايمان فاش شود براي آنها عذابي دردناك در دنيا و آخرت ميباشد».
همچنين در سوره حجرات آيه 12 آمده است:
«و لايغتَب بَعضُكُم بَعضاً اَيحِبُّ اَحَدَكُم اَن يأكُلَ لَهمَ اَخيه مَيتاً فَكَرِهتُموهُ؛
نبايد بعضي از شما غيبت بعضي ديگر را بكنند آيا هيچ يك از شما دوست دارند كه گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ پس كراهت داريد از آن»
و شاهد اين احتمال هم روايت شريفي از پيامبر (ص) است كه ميفرمايد:در شب معراج گروهي را در آتش ديدم در حالي كه مردار ميخوردند. از جبرئيل پرسيدم،اينها چه كسانند؟ گفت:اينها كساني هستند كه در دنيا گوشت مردم را ميخوردند 3 يعني غيبت مردم ميكردند.
همچنين از پيامبر (ص) روايت شده كه روز قيامت شخصي در پيشگاه حق نگهداشته شود و كتابش به او داده شود.پس حسنات خود را در آن نبيند.گويد:خداوندا! اين كتاب من نيست، در آن حسنات خود را نميبينم.به او گفته شود:
همانا پروردگار تو گمراه نيست و فراموش نميكند، عمل توبه واسطه غيبت كردن از مردم از بين رفت.پس از آن، ديگري آورده شود و كتابش را به او ميدهند.پس در آن طاعتهاي بسياري ميبيند.بگويد:بار الها!اين كتاب من نيست،زيرا كه من اين طاعات را نكردم.به او گفته شود:چون فلاني غيبت تو را كرده،حسنات او را به تو داديم».4
آثار غيبت
پر واضح است كه اگر غيبت در بين جمعيتي رايج شود، موجب كينه و حسد و بغض و عداوت شده و ريشه در جامعه ميدواند، و درخت دو رويي را بارور ميكند و وحدت و اتّحاد جامعه را گسسته و پايه ديانت را سست ميكند.
پس بر هر مسلماني لازم است براي حفظ خود و ديگران از فساد و نفاق و نگهداري حوزه مسلمانان و نگهداري وحدت، خود را از اين رذيله حفظ كند و ديگران را نيز از اين عمل قبيح،نهينمايد.
درمان غيبت
1. تفكّر: يكي از موانع مهم تهذيب نفس غفلت است.اگر از آثار خطرناك اخلاق رذليه غافل هستيم، اگر درباره كيفر گناهان و عذاب اخروي فكري نميكنيم و بالأخره اگر ايمان به معاد در عمق جانمان نفوذ نكرده و از حدّ يك مفهوم ذهني بالاتر نرفته،چگونه ميتوانيم درباره تهذيب و پاكسازي نفسمان تصميم بگيريم و او را در خواستههايش كنترل و مهار كنيم؟
مگر به اين سادگي ميتوان با نفس امّاره مبارزه كرد؟
غفلت،يكي از بيماريهاي بزرگ نفساني و منشأ بسياري از بيماريهاست و دواي اين درد، تفكّر، عاقبت انديشي و تقويت نيروي ايمان ميباشد.
بر انسان لازم است همواره مراقب نفس خويش باشد.حضرت علي (ع) فرمودهاند:«هر كس كه قلبش را با تداوم فكر، آباد سازد،افعالش در باطن و ظاهر خوب خواهد شد».5
در اين مرحله بايد اين بيماري و درمانش را خوب بشناسيم و با خود بينديشيم و حساب كنيم كه در روز چند بار اين عمل (غيبت) را انجام ميدهيم.
2. عزم: مرحله دوم،عزم است.عزم، ميزان امتياز انسان است، و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم او است.
جرأت بر معاصي كم كم انسان را بيعزم ميكند، و اين جوهر شريف را از انسان ميربايد.
مرحوم شاه آبادي ميفرمودند:«بيشتر از هر چيز گوش كردن به موسيقي و غنا، از انسان سلب اراده و عزم ميكند».6
پي نوشت :
1. گناهان كبيره،شهيد دستغيب، ج 2، ص 257.
2. چهل حديث، امام خميني، ص 317.
3. مستدرك، كتاب حج، باب 132.
4. محجة البيضاء. ج 5، ص 253.
5. غرر الحكم، ص 690.
6. چهل حديث، امام خميني، ص 8.
غیبت از نگاه روایات و حدیث
متاسفانه یکی از کارهائی که در جامعه ،باعث هتک آبروی افراد می شود عمل زشت و نکوهیده “غیبت” می باشد. غیبت یک بیماری ،آفت و بلای اجتماعی است،عملی که چون موریانه باعث تخریب ایمان انسان ها می گردد و پیامدهای ویرانگر آن در جامعه فراوان است.
تعریف غیبت:
غیبت عبارتست از این که کسی پشت سر برادر و یا خواهر مسلمان خود،در حضور دیگری و یا دیگران بدی او را بگوید،به گونه ای که اگر او آن را بشنود آزرده خاطر شود. پیامبر اکرم “ص”فرمود:آیا می دانید غیبت چیست؟ فرمود:غیبت آن است که یاد کنی برادر خود را به چیزی ناخوش آیند اوست.اگر در وجود آن شخص آن چیزی گفتید باشد که غیبت است و اگر نباشد به او بهتان زده ای. از روایات معلوم میشود که غیبت شامل مواردی چون ذکر نقصی درمسلمان (چه باشد یا نباشد)یا نقصانی در رفتار وی باشد و حتی گفتن مطلبی مانند :کلاهش بزرگ است،عمامه اش کج است یا… که به استناد حکم ادله چهار گانه :کتاب.سنت.عقل و اجماع غیبت حرام است. غیبت از نگاه آیات قرآن مجید: در قرآن نیز آیات متعددی در مذمت غیبت بیان شده است که آیه ذیل یکی از آن آیه ها میباشد: هیچ یک از شما غیبت دیگری را نکند. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟البته معلوم است که ازآن تنفر دارید.پس از خدا بترسید که همانا خدا توبه پذیر ورحم کننده است(سوره حجرات.آیه۱۲)علل و عوامل غیبت:امام صادق “ع″ می فرماید اصل و ریشه غیبت ۱۰ نوع است .شفاء خشم و غضب و تشفی خاطر شخصی همراهی با گروه غیبت کنندگان.تهمت زدن. تصدیق خبر بدون تحقیق در درستی آن. بدگمانی به دیگران حسد. مسخره کردن و استهزاء دیگران. خودپسندی. آزردگی.آراسته وزیبا جلوه دادن کارهای خویش. مستثنی های غیبت:اما با حرمت شرعی که برای غیبت ذکر شده،برخی افراد مستثنی بوده و غیبت آنها منعی ندارد.- در مقام دادخواهی و تظلم کسی که مورد ظلم واقع شده،پیش کسی شکایت برده و دادخواهی میکند که قادر به رفع ظلم بوده و توانائی کمک به مظلوم را دارد،لذا نقل عمل ظالم غیبت حرام نیست.چنانچه پیامبر”ص” فرمود:ذی حق و آن کس که حقش ضایع میشود،حق سخن گفتن را داردهرچند که غیبت آن طرف باشد.- اصلاح عاصی وبازگرداندن وی بسوی صلاح اگر انسانی دچار گناه شده و راه اصلاح آن دانستن مردم است یعنی ظن قوی هست که اگر به دیگران گفته شود،در این صورت گفتن کار بد عاصی به دیگران به عنوان اصلاح وی از مصادیق غیبت حرام نمی باشد.با ۲ شرط که ۱- قصد گوینده فقط اصلاح عاصی باشد.۲- احتمال قوی در تاثیر باشد(اگر قصد گوینده هتاکی به عاصی باشد حرام است)-استفتاء پدری یا برادری به کسی ظلم نموده ،برای کسب تکلیف و فتوا عرض حال و شکایت نیاز به قاضی ،مجتهد،است که بیان ذکر عمل و عامل آن نیز ازغیبت حرام مستثنی است.- راهنمائی مشورت کننده وتحذیر از خطر در این مورد امام صادق “ع″می فرماید:کسی که با برادر دینی خود مشورت کند وصلاح واقعی را در اختیار وی ندهد،خداوند رای “عقل”او را سلب می نماید.- شهادت ناعادلانه شاهد- غیبت متجاهر به فسق امام صادق “ع″ فرمود:وقتی که فاسق ، فسق خود را علنی نمود،آن وقت حرمت ندارد،و غیبت هم ندارد و غیبت وی مباح است.- جائی که عیب کسی جزء نام و لقب او شده باشد مانندگفتن نام افرادی که با عیبی مشهور شده اند و اگر آن عیب گفته نشودشناخته نمیشود،مانند “تیمور لنگ”و…- شهادت در محکمه- ذکر عیوب در حضور آگاهان به آن- ذکر فضیلت علماء وصاحبنظران هنر نسبت به یکدیگر- غیبت مهمان از میزبانی که حق میزبانی را ادا نکند میزبانی که حق میهمانی را ادا نکرده،به آنها ظلم نموده است.لذا سخنی که در بدی ضیافت میزبان گفته شود اشکالی ندارد.- ذکر اعمال بدون ذکر عامل آن** البته موارد دیگری بیان شده که بدلیل مورد تردید بودن آن ذکر نگردید.ذکر دو نکته ضروری در مورد غیبت : الف) تحلیل پیشاپیش غیبت: در گفتار برخی افراد ساده دل عنوان میشود که من غیبتم را به همه کس یا به فلان شخص حلال نموده ام واجازه داده ام غیبت مرا بنماید!!!آیا این کار صحیح است و میتوان چنین اجازه ای داد؟ اجازه دادن برای غیبت،شرعا درست نمی باشد بلکه معاونت برخطا و رواج گناه می باشد،واجازه افراد باعث رفع حرمت آن نمی شود.ب)علت شیوع غیبت: سید جزائری در کتاب “انوارنعمانیه” جلد سوم بیان میکند:با اینکه غیبت از بزرگترین گناهان بوده و در آیات و روایات تاکید وتشدید بر نهی آن شده است،اما بلیه ای است که اکثر مردم از عوام و خواص را گرفتار ساخته است، مردمی که واجبات را بجا می آورند و از بسیاری از گناهان اجتناب می کنند اما به غیبت گرفتار هستند. دلائلی چون:- غفلت مردم از حرمت گناه غیبت - اکثرگناهان مردم را درجامعه به سقوط می کشاند ولی غیبت این گونه نیست. مثلا اگر کسی زنا کند، و گناه وی آشکار شود نمی تواند در جامعه زندگی عادی خود را ادامه دهد و موجب بی آبروئی فرد میشود اما برای غیبت این گونه نیست. به تعبیر دیگر مرحوم جزائری برخی گناهان بخاطر ترس از آبرو ترک میشود، مانند زنا.شرب خمر.لواط و… دیگر اینکه انسان وقتی که به گناهی مرتکب نیست در نظرش مهم وبزرگ است ولی هنگامیکه شیطان او را وادار به انجام آن کرد کم کم از عظمت گناه در نزد گناهکار کاسته شده و پس از مدتی برای فرد عادی میشود
آسیب های اجتماعی غیبت
گناه غیبت نه تنها موجب فساد در ایمان و اخلاق شخص و رسوایی او در دنیا و آخرت می گردد، بلكه مفاسد اجتماعی و بشری را هم به دنبال دارد. از مقاصد بزرگ انبیاء علیهم السلام تشكیل مدینه فاضله و جامعه ای نیكوست، و این مهم زمانی به وجود می آید كه مردم با یكدیگر الفت و محبت داشته باشند، به طوری كه افراد همگی به منزله یك شخص باشند و در این صورت چنین طایفه و ملتی بر طوایف و ملتهای دیگر پیروز خواهند شد، همان طور كه مسلمین صدراسلام بر اثر همین اتفاق و وحدت بر حكومتهای بزرگ آن پیروز شدند. بر اساس آنچه گفته شد و روایاتی كه در این زمینه وجود دارد، مسلمین مامور و موظفند كه با یكدیگر دوستی و مودت ورزند؛ و طبعاً آنچه این دوستی را می افزاید مطلوب و پسندیده است و هر چه از این دوستی و مودت كم كنند، ناپسند است و واضح است كه غیبت كردن موجب كینه و دشمنی و بغض می شود و از این رهگذر وحدت اجتماع از بین می رود، و این از آسیب های اجتماعی غیبت است و لازم است برای پرهیز از این ضرر بزرگ از این عمل زشت دور شوند.
گوش دادن به غیبت نیز حرام است
همانطور كه غیبت كردن حرام است، گوش دادن به غیبت هم گناه به حساب آمده و حرام می باشد. از برخی روایات استفاده می شود كه گوش كننده غیبت همانند غیبت كننده است؛ چنان كه امام علی(ع) فرمود:" گوش كننده به غیبت، نیزغیبت كننده است." از برخی روایات استفاد می شود كه رد كردن غیبت واجب است و در روایتی از رسول اكرم(ص) رد كردن غیبت را باعث دفع شر و بدی از غیبت كننده عنوان نموده اند. امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا فرمود:" آگاه باش كسی كه بر برادر خود منت بگذارد و غیبتی را كه در مجلسی درباره او شنیده است رد كند، خداوند متعال هزار باب از بدی در دنیا و آخرت از او رد می كند و اگر با وجود توانمندی از این كار خودداری ورزد، برای او مثل گناه كسی است كه هفتاد بار او را غیبت كرده باشد، خواهد بود." روایت دیگری در این زمینه از رسول خدا(ص) آمده است. آن بزرگوار فرمود: " ای علی! كسی كه نزد او برادر مسلمانش غیبت شود و بر یاری كردن برادرش- دفع غیبت او- توانا باشد و او را یاری نكند، خداوند او را در دنیا و آخرت رسوا می كند." نكته ظریفی را مرحوم شیخ انصاری در تفسیر این روایات آورده و آن این است كه مقصود از یاری رساندن غیبت شونده غیر از نهی از غیبت است؛ بلكه منظور آن است كه هرگاه غیبت كننده عیبی دنیایی را مطرح كرد، شخص در جواب بگوید اینها كه عیب نیست؛ بلكه گناه كردن عیب است؛ و اگر عیبی اخروی مطرح كند، برای یاری كردن برادر دینی اش بگوید: بالاخره افراد گاهی مرتكب خطا می شوند بهتر است برای او طلب آمرزش شود نه عیب جویی و غیبت. نكته دیگر این كه گاه شنونده غیبت با برخی حركات مشوق غیبت كننده می شود، مثلاً وقتی غیبتی می شود مكرر" استغفار" كند یا كلامی مثل " عجب" و... بگوید. این حركات غیبت كننده را به ادامه كار تشویق می كند و طبعا حرمت آن محرز و مسلم است. كلامی از شهید ثانی شهید ثانی كلامی در این زمینه دارد و آن این كه از بدترین انواع غیبت، غیبتی است كه اهل علم با برخی جمله ها مرتكب می شوند؛ مثلاً وقتی سخن از كسی به میان می آید، او می گوید: الحمدلله كه ما اهل ریا و خودنمایی نیستیم این شخص در حقیقت مرتكب غیبت شده، زیرا به طرف فهمانده است كه شخص مورد نظر اهل ریا و خودنمایی است. یا گاهی كسی صفت بدی را به خود نسبت می دهد تا دیگری را به این صفت مطرح كند؛ مثلاً می گوید فلانی آدم خوبی است؛ ولی به دلیل كم تحملی كه همه ما به آن مبتلا هستیم، در عبادات سست است. یا بگوید: برای فلان دوست ما فلان حادثه اتفاق افتاد، خداوند او و ما را بیامرزد. او با این كار در حقیقت سرپوشی بر باطن پلید خود قرار داده است. اینها نیز از مصادیق غیبت هستند. آنچه گفته شد برخی از پیامدهای غیبت و نیز راههای مقابله با آن و مصادیق این گناه بود. به خداوند متعال پناه می بریم از نفس اماره و بدی هایی كه رها كردن عنان زبان ما را به آنها دچار می سازد.
"یـَأیّها الذّین ءامنوا اجتنبوا کثیرًا مِّن الظِّنّ إنّ بعض الظّنّ إثم و لاتجسّسوا و لایغتب بّعضکم بعضًا أیحبّ أحدکم أنْ یأکل لحم أخیه میتًا فکرهتموه واتقوا اللّه إنّ اللّه توّاب رّحیم; (حجرات، 12)
معنی آیه:ای کسانی که ایمان آوردهاید از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پارهای از گمانها، گناه است! و جاسوسی مکنید! و بعضی از شما، غیبت بعضی نکند! آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ از آن کراهت دارید. ]پس[ از خدا بترسید، که خدا، توبهپذیر مهربان است."
بچه ها بخدا غیبت خیلی بده...توی آیه ی بالایی نوشته وقتی غیبت میکنین انگار گوشت برادر مرده تونو میخورین و مطمئنا هیشکی
اینکارو دوس نداره
آروین توی یکی از پست هاش راه های درمان غیبت رو گذاشته حتما بخونین.
شرايط جايز بودن «غيبت» از ديدگاه حجتالاسلاموالمسلمين قرائتی
غيبت درباره فردی كه دارای عقيده غلط است به معنای مرزبانی از افكار است و ايرادی ندارد همچنين مشورت كردن با هدف تحقيق و تجسس درباره شريك آينده زندگی، رفتن نزد قاضی جهت گواهی دادن برای اعاده حيثيت كسی و غيبت درباره كسی جهت رد ادعای پوچ او از جمله مواردی است كه غيبت كردن درباره آنها جايز است.
وی اظهار كرد: غيبت دارای دو شرط است؛ يكی مخفی و پنهان بودن از فرد غيبتشونده و دوم اينكه غيبت موجبات ناراحتی فرد را فراهم كند، خداوند در قرآن كريم میفرمايد كه غيبت نكنيد چراكه غيبت كردن از سوء ظن شروع میشود سپس تجسس را در پی دارد و بعد از تجسس به عيب و ايراد پرداخته میشود كه در نهايت موجب غيبت میشود.
قرائتی يادآور شد: گناه غيبت چرا گوشت مرده خوردن است؟ چون وقتی گوشت مرده كنده شود گوشت ديگری جای آن را پر نمیكند؛ آبروی مومن نيز در زمان غيبت مانند گوشت مرده است بنابراين آبرو رفته ديگر بازنمیگردد و جای تامل است كه غيبت كردن همچون خوردن گوشت برادر مرده است چراكه مسلمانان با يكديگر برادر هستند.
وی تصريح كرد: درباره گناه غيبت كردن در كتاب تفسيرم دو دليل آوردهام زمانی كه انسان زنده است و اگر گوشتی از بدنش كنده شود جايش را گوشت ديگری میگيرد يعنی عمل غيبت اگر زمان حضور فرد صورت گيرد فرد از خود دفاع میكند؛ گناه غيبت خيلی مهم است و موجب میشود عبادتهای غيبتكننده در پرونده غيبت شونده نوشته شود يا اگر عبادتی ندارد گناهان غيبت شونده به پرونده غيبت كننده منتقل شود.
قرائتی با اشاره به حديثی از امام صادق(ع) گفت: امام صادق (ع) فرمودهاند كه «كعبه خيلی عزيز است ولی آبروی مومن از آن هم عزيزتر است.» بنابراين بايد از زبان خود به طور اساسی مراقبت كرد؛ اگر فرد غيبت كننده روزهدار باشد آثار و بركات روزهاش از بين میرود و تا 40 روز هم نماز و روزهاش قبول نمیشود و همچنين فرد ساكت شنونده غيبت نيز در گناه غيبتكننده و به همان ميزان شريك است.
وی درباره چگونگی جبران كردن غيبت يادآور شد: فرد غيبت كننده بايد از خداوند بابت رفتار ناشايست خود طلب آمرزش كند و اگر مطالب غيبت موجب ناراحتی فرد غيبت شونده میشود بهتر است برای او بيان نشود مگر جهت جبران آبروی رفته مومن غيبت شونده با او در ميان گذاشته شود.
غیبت از نگاه حضرت محمد بر سه گروه حلال است
1-رهبری که ظالم است
2-مغازه داری که کم فروشی می کند
3-حاکمی که به درستی حکم نمی کند
و از نگاه مولا علی:
غیبت بر کسی که شرم و حیا ندارد حلال است
يكىاز صريحترين آيات در نكوهش غيبت كه آن را گناهى كبيره دانسته، اين آيه از سوره حجرات است:
يا ايها الذين امنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم و لاتجسسوا و لايغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم ان ياكل لحم اخيه ميتا فكرهتموه.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى گمانها در حق يكديگر بپرهيزيد كه برخى از گمانها گناه است و درباره يكديگر تجسس نكنيد و برخى از شما از ديگرى غيبت نكند. آيا هيچ يك ازشما دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ البته از آن كراهت داريد.
گوشت هاى بندگان حق خورى غيبت ايشان كنى كيفر برى
يكى از راههاى شناخت بزرگ بودن گناه، مقايسه آن با ديگر گناهان بزرگ (معاصى كبيره) است. در اين آيه، غيبت، با خوردن مردار مقايسه شده كه از گناهان بزرگ به شمار مىرود. اگر مردار، گوشت گوسفند باشد، حرام است؛ چه رسد به اين كه گوشت انسان باشد و از آن مهمتر اين كه انسان با مرده، رابطه برادرى هم داشته باشد.
از اين مقايسه مىتوان دريافت كه غيبت تا چه اندازه زشت و ناپسند است!
پيشواى يازدهم، حضرت عسكرى (ع) در اين باره مىفرمايد:
اعلموا ان غيبتكم لاخيكم المومن من شيعه آل محمد (ص) اعظم فى التحريم من الميته.
بدانيد كه غيبت شما از برادر مؤمنتان كه از شيعيان اهل بيت است، از خوردن گوشت مرده حرامتر است.
از رسول خدا (ص) چنين روايت شده است:
ان الغيبه اشد من الزنا.
به درستى كه غيبت كردن از زنا بدتر است.
روشن است كه زنا از گناهان بزرگ شمرده مىشود؛ پس غيبت هم كه از آن بدتر است، گناه بزرگ (معصيت كبيره) خواهد بود.