انجمن جنرال , General

نسخه کامل: اخبار اجتماعی
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36
ششمين کنگره ملي تجليل از ايثارگران برگزار مي شود

تهران- معاون پ‍ژوهش و ارتباطات فرهنگي بنياد شهيد و امور ايثارگران گفت: ششمين کنگره ملي تجليل از ايثارگران همزمان با سالروز فتح خرمشهر با حضور رييس جمهوري در تهران [تصویر: 2010%5C5%5C18%5Cimg634097967235625000.jpg]برگزار مي شود.

به گزارش خبرنگاراجتماعي ايرنا، "عباس خامه يار" روز سه شنبه در يک نشست خبري با اعلام ويژه برنامه هاي روز ملي مقاومت،ايثار و پيروزي گفت: از جلمه اهداف اين کنگره مي توان به احياي روح قدرشناسي از مجاهدت هاي ايثارگران در پاسداري از نظام اسلام به عنوان وظيفه ملي اسلامي، ارايه پيامي نو در ارتباط با ضرورت ترويج فرهنگ ايثار و تعميق آن در جامعه، تجليل از ايثارگران و معرفي فرهيختگان و چهره هاي شاخص ايثارگري اشاره کرد.
وي تقدير از خادمان فرهنگ ايثار و شهادت که در عرضه هاي علمي، فرهنگي و اجتماعي خدمات ارزنده به فرهنگ ايثار و شهادت کرده اند را از ديگر اهداف اين کنگره ملي عنوان کرد.
وي با اشاره به اينکه اعطاي نشان ملي و تنديس ايثار از جمله برنامه هاي اين کنگره ملي است، افزود: از سال 83 تاکنون 524 نشان ملي ايثار به والدين شهدا و 81 تنديس ايثار به هنرمندان ايثارگر که به نحوي در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت تاثيرگذار بوده اند، اهدا شده است .
وي افزود :در اين کنگره قرار است به 20 تن از ايثارگران و مروجان فرهنگ ايثار با حضور رييس جمهوري، تنديس ايثار اهدا شود.
وي تجليل از پنج نفر از برترين ها و نخستين فاتحان خرمشهر نيز از جمله برنامه هاي اين کنگره عنوان کرد و افزود: به همين مناسبت به تعدادي از والدين شهداي تهراني که تنها فرزند خود را تقديم اسلام و انقلاب کرده اند در مراسمي جداگانه نشان ملي ايثار اهدا مي شود.
خامه يار با اشاره به اينکه در اهداي نشان ملي و تنديس ايثار به عوامل توزيع جغرافيايي، مسايل قومي و اقليت هاي مذهبي نيز توجه مي شود،‌ اضافه کرد: تاکنون استاد فرشچيان به خاطر تابلو عصر عاشورا، شاعره صفارزاده و مرحوم قيصر امين پور به دليل اشعار ايثارگرانه، مرحوم ملاقلي پور به دليل آثار دفاع مقدس از جمله دريافت کنندگان تنديس ايثار بوده اند.
وي با اشاره به ديگر برنامه هاي بنياد شهيد و امور ايثارگران به مناسبت روز ملي مقاومت، ايثار و پيروزي، گفت: برگزاري يادواره شهدا در سطح مراکز استان ها و شهرستان ها، برگزاري همايش پيشکسوتان فاتح خرمشهر در خراسان رضوي و استان مرکزي با حضور فاتحان خرمشهر،‌همايش همسران و والدين شهداي خرمشهر در خوزستان و چهارمحال و بختياري، برگزاري شب هاي شعر و خاطره در استان ها،اجراي نمايش خط سرخ به مدت 10 روز در فرهنگسراي امام خميني (ره )زنجان، عطرافشاني و غبارروبي گلزار شهدا در برخي استان ها، برگزاري برنامه هاي ورزشي رالي، دوميداني، پياده روي همگاني، کوهنوردي ويژه جانبازان و آزادگان و فاتحان خرمشهر در استان هاي کرمانشاه، بندرعباس، مرکزي چهارمحال و بختياري، خوزستان و سيستان و بلوچستان از جمله برنامه هايي است که به مناسبت سالروز فتح خرمشهر اجرا مي شود.
خامه يار افزود :نامگذاري ميادين و خيابان هاي برخي استان ها به نام شهداي فتح خرمشهر، هماهنگي با ائمه جماعات شهرستان ها براي سخنراني با موضوع سوم خرداد، کلنگ زني و سازماندهي گلزار شهداي ساوه و شازند و افتتاح گلزار شهداي مينوشهر و باغ رضوان خرمشهر ، افتتاح برخي پروژه هاي عمراني بنياد شهيد و امور ايثارگران و اعزام کاروان هايي از خانواده شهدا براي زيارت شلمچه از ديگر برنامه هاي روز ملي مقاومت ايثار و پيروزي است.
وي به برگزاري نشست هاي علمي در دانشگاه هاي مختلف اشاره کرد و گفت: به منظور تبيين حمله ناجوانمردانه رژيم بعثي به ايران و حمايت هاي جهاني از اين رژيم در دوران جنگ تحميلي، تبيين فرهنگ ايثار و تاثيرگذاري آن بر امنيت ملي و تماميت ارضي و کالبدشکافي بحث دفاع مقدس در مراکز دانشگاهي تربيت مدرس،‌ قم، زنجان، ياسوج و شيراز همزمان با سوم خرداد برگزار مي شود.
خامه يار گفت: خانواده هاي ايثارگران فاتح خرمشهر ديدارهايي با مسوولان خواهند داشت تا مسوولان ضمن آشنايي با مشکلات اين خانواده ها در جهت رفع مشکلات آنان اقدام کنند.
خامه يار با اشاره به اينکه در ششمين کنگره ملي تجليل از ايثارگران، پنج جلد ديگر" فرهنگ اعلام "شهداي استان هاي اردبيل، کهکيلويه و بويراحمد، کردستان و ايلام رونمايي مي شود، گفت: فرهنگ اعلام، طرح عظيم پژوهش است که تاکنون 95 درصد کارآن انجام شده و پنج درصد باقيمانده نيز تا پايان سال به اتمام مي رسد تا براي بهره برداري در اختيار پژوهشگران قرار گيرد.
وي گفت: دو برنامه 25 دقيقه اي به نام "ننه مريم" به مناسبت سوم خرداد از شبکه اول سيما، پخش مي شود و دفاع مردمي را از شهر خرمشهر به نمايش مي گذارد.
خامه يار با اشاره به اينکه کتاب زندگي نامه و وصاياي شهداي خرمشهر در خراسان شمالي رونمايي مي شود، افزود: سه ويژه نامه مربوط به سوم خرداد توسط روزنامه هاي کثيرالانتشار نيز منتشر مي شود .
وي اظهار داشت : تاکنون 22 عنوان در دو الي سه سال اخير با تيراژ شش ميليون و 200 هزار جلد به مناسبت سوم خرداد روز ازاد سازي خرمشهر ، چاپ و توزيع شده است.

منبع : ایرنا
ما دائما سعی می کردیم ارتباط غیر مجاز جوانان با جنس مخالف را ترویج کنیم و از این محیط آزاد افسارگسیخته برای عضوگیری استفاده کنیم/ما به خانواده برخی از افراد می گفتیم که مثلا فرزندشان دچارسانحه شده و نیازمند پول است./ما افراد را مجبور به خرید ماشین های گران قیمت می کردیم و از دست چک خودشان نسبت به پرداخت اقساط ماشین اقدام می کردیم./محصولات و خدمات دیگر اهمیتی ندارند. همین عضویت بزرگ ترین محصول است. شما به فکر درآمد آینده خود باشید/در بسیاری از دفاتر منهدم شده، مشروبات الکلی به میزان قابل توجهی کشف شده است.
تابناک اجتماعی این بار نیز سربازان گمنام امام زمان(عج) به هماهنگی غیورمردان نیروی انتظامی و دستور دستگاه قضایی(دادستانی تهران و دادسرای ناحیه 31) در عملیاتی غرور آفرین و بی سابقه تعداد کلان و قابل توجهی از دفاتر شرکت «کوئست» را که اقدام به فعالیت های هرمی و کلاهبرداری از مردم کشورمان می کردند، منهدم شده و افراد بسیاری نیز در این زمینه دستگیر شده اند.

به گزارش خبرنگار تابناک، سربازان گمنام امام زمان در تلاش و کوشش شبانه روزی خود موفق شدند که در کنار انهدام شبکه هایی که هر روز بیش از گذشته چون اختاپوس خانواده ها و دارایی هاشان را در می نوردیدند اقدامات موثری را در جلوگیری از فعالیت های سازمان «گلدکوئست» به عمل آورد.

بنابر این گزارش، در پی اقدامات وزارت اطلاعات بسیاری از سرشبکه های سازمان «کوئست» (QI) ضمن ابراز ندامت از اعمال و رفتار خود در خدمت این سازمان مخوف لب به سخن گشوده و حجم وسیعی از شگردهای تازه و ضد انسانی این شبکه ی دسیسه هرمی را برملا نمودند که سایت تابناک به صورت اختصاصی اقدام به انتشار آن می نماید تا ماهیت شوم و دسیسه های خانمان برانداز این تروریست های اقتصادی هرچه بیشتر برای مردم و افکار عمومی روشن گردد چرا که اطلاع مردم کشورمان از این شگردهای تازه، ترفندهای جدید و غیرانسانی می تواند نقش بسزایی در شکل گیری و نهادینه شدن بستر فرهنگی کشور برای مقابله با دسیسه های هرمی و فعالیت های اقتصادی مشکوک و ضد نظم و انضباط اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.

برخی از سرشبکه های معروف این سازمان در اظهارات خود که تحت پوشش فرایند های اطلاعاتی به دست آمده با اشاره به اهداف شوم خود در ایران، به ابعاد دردآور برنامه های غیر انسانی، منفعت طلبانه و مخرب اطلاعاتی که در راستای اهداف سازمان یافته سیستم های اطلاعاتی مخوف موساد و سی آی ای، و ... طراحی شده اند اشاره کرده اند.

در همین زمینه "تابناک" به انتشار گوشه هایی از اعترافات افراد دستگیر شده در رابطه با اظهارات سران کوئست اقدام می کند.

«ویجی اسواران»، یکی از مدیرانی که دارای سوابق متعدد پولشویی در عرصه اقتصادی است اظهار می کند که بازار ایران و مردم ایران مستعد ترین بافت انسانی در راستای هر گونه سو استفاده اقتصادی است.

وی در سخنرانی خود خطاب به کارگزارن ارشد شبکه ای با اشاره به سابقه عملیاتی سازمان گلدکوئست در ایران گفته بود:

«ما در به دست آوردن اعتماد جوانان ایرانی نبایستی از هیچ کوششی فروگذار کنیم. فشارهای تحریم اقتصادی در ایران و اغتشاشات در کشور، همه جوره برای ما فرصت را فراهم کرده که به ناامیدی جوانان ایرانی نسبت به حاکمیت شان دامن بزنیم و تنها مجرای امید به زندگی و کسب موفقیت را گلدکوئست معرفی نماییم.»

«پت من»، چهره ای که مدیر آموزشی این سازمان است در گفت و گویی با چند تن از نمایندگان ایرانی گلدکوئست با اشاره به اینکه «شما نگران برخوردها در ایران نباشید. دیگر موضوع گلدکوئست در ایران یک مساله صرفا اقتصادی نیست و ما باید به دنبال تحریم های حقوق بشر باشیم» از آن ها خواسته بود که مجموعه های خود را به سمت جمع آوری اخبار و اطلاعات از ایران هدایت کند. وی موکدا به اصطلاح لیدرهای خود را توصیه کرده بود: "جوانان ایرانی علاقه مند به مهاجرت به کشورهای آزاد هستند. بر این نیاز پافشاری کنید و سعی کنید که خروج از کشور را با کسب دارایی از طریق توسعه گلدکوئست تثبیت کنید"!

از سوی دیگر مهراب صدوقیان زاده، دیگر عضو این سیستم که نقش تعیین کننده ای در انتقال آموزش های غیرانسانی داشته است، نیز گفته بود: "فقط رشد سیستمی و درآمد بازی ما را اداره می کند. دیگر مهم نیست به این فکر کنید که آن پایین شبکه چه رخ می دهد. آن ها هم خدای خود را دارند و باید خودشان تلاش کنند. آن ها هم می توانند به ثروت ما دست یابند و اگر نمی توانند مشکل خودشان است. بنابراین ربطی به گلدکوئست ندارد".

اطلاعات خبرنگار ما حاکیست: «سوزان کمری» نیز که سال ها به عنوان مدیر توزیع کالا و خدمات گلدکوئست در بخش ایران فعالیت می کند، علی رغم اینکه هیچ یک از محصولات و خدمات گلدکوئست قیمت واقعی خود را ندارند و حداقل بیش از ده ها برابر قیمت تمام شده به مشتری ایرانی عرضه می شود، از طرف هیئت مدیره گلدکوئست ماموریت پیدا می کند که به بهانه های واهی جلوی محصولات و خدمات گرفته شود تا مشتریان ایرانی به سبک و روش کار بدون محصول عادت کنند!

حال بماند که در ویکون(همایش وی کنفرانس) یکی از مدیران گلدکوئست به اعضای شبکه اظهار می کند: «ما به شما زندگی کردن را می آموزیم. امید به حیات در مملکت شما کم شده است. بنابراین این خدمتی که ما به شما ارائه می کنیم، بیش از حد انتظار شما می ارزد»

در این شبکه مخوف تفکرّی با هدف حذف شعائر و اعمال اسلامی و میهنی ما به وجود آمده بود که در آن ترویج فرهنگ بودیسم (نوعی بت پرستی شرقی) را سرلوحه کار خود قرار داده بود تا با آن جوانان ایرانی به جای عبادات اسلامی خود تمرین خرافه گری های آقای ویجی اسواران را (تحت لوای سکوت و مدیتیشن) در دستور کار خود قرار می دادند.

در همین زمینه حسین غفوریان، سرکرده بخشی از هرم شوم گلدکوئست ضمن ابراز شگفتی از شیوه عملیاتی سربازان گمنام امام زمان که منجر به دستگیری وی می شود، پس از بازداشت بخشی از روش های ناجوانمردانه گلدکوئست در جذب جوانان ایرانی را بازگو کرد.

وی گفت: « از ما خواسته می شد که برای حفظ درآمد خود افراد جدیدی را دائما به سیستم اضافه کنیم. در گلدکوئست تیمی تشکیل شد تا علیه مواضع نظام کار فکری کند و هر لحظه در افکار جوانان نسبت به نظام بدبینی و نسبت به هسته اصلی گلدکوئست امیدواری ایجاد کند. ما وظیفه داشتیم در کارهای آموزشی فکری خود دائما با هسته اصلی هماهنگ باشیم. ما بایستی به گونه ای عمل می کردیم که علی رغم اطلاع رسانی دولت و رسانه ها از مردم پول بگیریم و آن ها را وارد شبکه کنیم. ما بایستی جوان هایی را جذب می کردیم که حتی تا کنون برای گرفتن پاسپورت اقدام نکرده بودند و با وعده های پوچ تورهای مسافرتی واهی را با قیمت های غیرواقعی ارائه کنیم.»

ما دائما سعی می کردیم ارتباط غیر مجاز جوانان با جنس مخالف را ترویج کنیم و از این محیط آزاد افسارگسیخته برای عضوگیری استفاده کنیم. بسیاری اوقات به اعضای شبکه خود ماموریت می دادیم که به سراغ جوانان شهرستانی و روستایی رفته و با دعوت به دفاتر مرکزی پنهانی آنان را ساعت ها در جلسات مختلط مورد هجوم فکری و روانی قرار دهند. اگر امکان مالی برای عضویت و جذب را داشتند، همان جا کار را تمام می کردیم. در این صورت آن ها مجبور بودند برای زنده کردن پول از دست رفته خود اعضای جدیدی را به شبکه وارد کنند و اگر توانایی مالی نداشتند از آن ها می خواستیم مشخصات مالی اعضای خانواده و بستگان نزدیک خود را به ما ارائه دهند تا ما به شیوه ای فریبکارانه هزینه های عضویت را از آن ها تامین کنیم.

در همین زمینه گفتنی است، یکی از سرکردگان دسیسه هرمی گلدکوئست درباره یکی دیگر از روش های جذب افراد و تحت فشار گذاشتن مردم برای کلاهبرداری از آن ها گفت: «ما به خانواده برخی از افراد می گفتیم که مثلا فرزندشان دچارسانحه شده و نیازمند پول است. و از این طریق اقدام به اخاذی و تهیه پول برای عضویت می کردیم. با به راه انداختن گروه های 10، 15 نفره به سراغ خانواده افراد رفته و آن ها را تحت فشار روحی مجبور به عضویت و پرداخت پول می کردیم.

در برخی شاخه های ما روش جذب افراد و عضویت به این روش بود که با دعوت فرد به مکانی امن، اگر با اختیار خود تحت تبلیغات فشرده ما حاضر به عضویت می شد که هیچ و گرنه او را مجبور می کردیم که در همان مکان بماند به طوری که به صورت غیررسمی زندانی ما محسوب می شد.
بسیاری اوقات برای تامین هزینه عضویت توصیه می کردیم که افراد تحت پوشش کمک های خیریه اقدام به عضوگیری و دریافت پول کنند. مهم نبود که پول از کجا می آید، مهم این بود که در اختیار «گلدکوئست» قرار بگیرد.

به ما گفته می شد که همه چیز شما گلدکوئست است. همیشه اعضا از ترس بیان عضویت در عموم، مجبور به همکاری و گرفتار کردن دیگران می شدند.

بررسی های خبرنگار ما از پرونده های این افراد دستگیر شده نشان از آن دارد که یکی از رویکردهای اصلی «کوئست» ترویج فرهنگ اباهه گری بوده است. به طوری که برای معرفی یا به اصطلاح پرزنت سیستم توصیه می شده که از جنس مخالف در فرایند معرفی اعضای جدید استفاده شود. یعنی سیستم توسط پسران برای دختران و توسط دختران برای پسران معرفی شود. از دختران خواسته می شد که از آرایش غلیظ و ارتباط عاطفی برای جذب جنس مخالف استفاده کنند.

یکی از سرکردگان گلدکوئست در مناطق شمالی ایران از روش اجبار به خرید گران قیمت به عنوان یکی از حربه های عضو گیری یاد می کند. وی به خبرنگار ما گفت: ما افراد را مجبور به خرید ماشین های گران قیمت می کردیم و از دست چک خودشان نسبت به پرداخت اقساط ماشین اقدام می کردیم. آن ها مجبور بودند برای تامین هزینه های چک های پرداخت شده، افراد جدیدی را به سیستم معرفی و اضافه کنند بسیاری اوقات حتی افراد را مجبور می کردیم که فرش زیرپای خود را بفروشند تا پول آن را به گلدکوئست بپردازند.

وی ادامه داد آن ها به ما می گفتند: «محصولات و خدمات دیگر اهمیتی ندارند. همین عضویت بزرگ ترین محصول است. شما به فکر درآمد آینده خود باشید» و این بزرگ ترین خدمت به گلدکوئست بود که پول های را بدون هیچ تعهدی دریافت می کرد ما گروه هایی را سازماندهی کردیم که در صورت نیاز به فشار، با تهدید و ارعاب خانواده ها را مجبور کنند تا از شکایت شان صرف نظر کنند افرادی را به عنوان شرخر استخدام می کردیم که در صورت لزوم کار را با خشونت تمام کنند.
ما برای هر حالتی برنامه داشتیم. اینجا همه به دنبال پول بودند. پولی که بیشتر به گلدکوئست می رسید تا ما. ما بعد از عضویت افراد به مخاطب خود به گونه ای القا می کردیم که وارد یک فعالیت غیرقانونی شده و راه برگشت ندارد. بسیاری از ترس آبرو مجبور به همکاری و عضو گیری می شدند.

از تحلیل اعترافات و اظهارات بسیاری از سرشبکه های گلدکوئست به راحتی می توان دریافت که چند محور اساسی در دستور کار این شبکه دسیسه هرمی، برای جذب افراد و جوانان ایرانی وجود داشته است؛ ترویج فرهنگ نا امیدی از نظام و کشور و ایجاد امیدواری نسبت به هسته اصلی گلدکوئست، سیاه نمایی افراطی و بهره برداری از مشکلات رایج و اغتشاشات اخیر به منظور ارائه راهکار توسط گلدکوئست را میتوان از محورهای اصلی روش های فعالیت های کوئستی نامید.

گذشته از روش های غیراخلاقی این شرکت ها از جمله استفاده از اختلالات جنسی غیر مجاز و فضای آزاد غیر اخلاقی برای عضو گیری که بعنوان راهکار اساسی در دستور کار قرار داشت، استفاده از مشروبات الکلی جهت تخمیر ذهن مخاطب و القا عمل های غیرهوشمندانه جهت منافع گلدکوئست نیز بعنوان چاشنی این گونه اقدامات میتوان تصور کرد چرا که در بسیاری از دفاتر منهدم شده، مشروبات الکلی به میزان قابل توجهی کشف شده است!

از سوی دیگر، یک مقام مسئول در وزارت اطلاعات در مصاحبه با یک خبرگزاری کشور با هشدار به فریب خوردگان و اعضای شرکت های هرمی گفته است: با اقدامات اطلاعاتي كه در آينده نزديك به اطلاع مردم عزيز مي رسد اجازه نمي دهيم هيچ فعاليت هرمي در كشور ادامه فعاليت داشته باشد كما اين كه در گذشته عملا با اقداماتي كه انجام شده فعاليت چندين شركت به طور كامل متوقف و سران آن دستگيرشده است.

وي افزود: وزارت اطلاعات با اطمينان خاطر از رشد فرهنگي مردم عزيز ايران به همه افراد مرتبط با دسيسه هرمي كوئست هشدار مي دهد كه اجازه ندهند سرمايه هاي مردمي و نفوس عزيز ملت شهيد پرور ايران به تاراج رود.
تقوي بار ديگر تاكيد كرد: احاطه اطلاعاتي دستگاه اطلاعاتي نظام جمهوري اسلامي ايران چنان است كه آمادگي كامل براي انهدام اين شبكه دسيسه هرمي را داراست.

اين مقام مسئول در وزارت اطلاعات دستور كار شبكه هاي هرمي در ايران را ترويج فرهنگ نا اميدي از نظام و كشور و ايجاد اميدواري نسبت به هسته اصلي كوئست، سياه نمايي افراطي و بهره برداري از مشكلات رايج و اغتشاشات اخير به منظور ارائه راهكار توسط كوئست، نفوذ اطلاعاتي در خانواده ها كه عمدتا هيچ رفتار حفاظتي در تبادل ارتباطات خود ندارند، تبديل اعضا به يك شبكه خبري براي جمع آوري اخبار و اطلاعات موجود در جامعه و نوعاً مرتبط با حساسيت هاي ملي و بين المللي، ترويج خرافه گرايي و استفاده از سمبل هاي غير مذهبي و مرتبط با تفكرات التقاطي منسوخ شده، ايجاد اختلال در پايه و نظام خانواده و عاطفه ايراني به گونه اي كه روابط خانوادگي را به درجه اي برسانند تا ديگر برادر به برادر اعتماد نداشته باشد، سلب اعتماد به نفس جوان ايراني در تلاش و كوشش و پشتكار به گونه اي كه ديگر جايي غير از كوئست را وسيله اي براي دستيابي به اهداف خود نداند و ايجاد تفرقه هاي قومي و قبيله اي در ايران در به راه انداختن شاخه هايي مربوط به شهرستانهاي مختلف و ايجاد اختلافات درون شبكه اي برشمرد.

منبع : تابناک
[تصویر: 2010%5C5%5C23%5Cimg634102118515937500.JPG]

اهواز- استاندار خوزستان گفت: در سالروز آزادسازي خرمشهر با حضور رئيس جمهوري شش طرح بزرگ عمراني و اقتصادي در خرمشهر افتتاح و به بهره برداري مي رسد.

"سيدجعفر حجازي " روز يکشنبه در گفت و گوي اختصاصي با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود: طرح بزرگ آبرساني به خرمشهر از طريق انتقال آب از سد کرخه، تصفيه خانه فاضلاب خرمشهر، ‌نيروگاه گازي سيکل ترکيبي و نيز گام نخست طرح انتقال گاز به خرمشهر از جمله اين طرح ها است.
وي طرح آبرساني به خرمشهر را از جمله طرح هاي مهم مورد بهره برداري دراين سفر عنوان و خاطر نشان کرد: با بهره برداري از اين طرح که در مدت 13 ماه اجرا شده مشکل ديرينه تامين آب خرمشهر برطرف و مردم اين شهر از آب مطمئن و با کيفيت بهره مند مي شوند.
استاندار خوزستان احداث تصفيه خانه فاضلاب با ظرفيت 90 هزار متر مکعب در شبانه روز با افق سال 1415 را از جمله مدرنترين تاسيسات تصفيه خانه هاي فاضلاب برشمرد و گفت: با راه اندازي تصفيه خانه جديد تاسيسات قديمي و فرسوده از رده خارج خواهد شد.
حجازي احداث نيروگاه برق با ظرفيت 680 مگاوات شامل چهار واحد توليد برق را از ديگر طرح هاي آماده بهره برداري دراين روز معرفي کرد و افزود: با راه اندازي اين نيروگاه با تامين برق پايدار علاوه بر برطرف شدن مشکل قطعي برق خرمشهر، برق مورد نياز واحدهاي صنعتي اين شهر برطرف مي شود.
وي بهره برداري از گام نخست خطوط انتقال گاز در مناطقي از اين شهر را از ديگر اقدامات مهم دولت نهم دانست و اظهارداشت: عمليات انتقال گاز به خرمشهر در دولت نهم آغاز شد و هم اکنون خطوط انتقال گاز در تمام روستاهاي شهرستان خرمشهر و نيز بخش عمده اي ازاين شهر اجرا شده است.
نماينده عالي دولت دراستان خوزستان همچنين از آغاز عمليات اجرايي احداث جاده کمر بندي آبادان - خرمشهر همزمان با سفر رئيس جمهوري به خرمشهر خبر داد و گفت: با احداث اين جاده ترانزيت کالا و بار از بندر امام خميني (ره) به شلمچه با سهولت بهتري انجام مي شود.
دبير ستاد گراميداشت سالروز حماسه سوم خرداد خرمشهر نيز از راه اندازي قطار جديد خرمشهر - تهران دراين روز خبر داد و گفت: با راه اندازي اين قطار540 نفر به ظرفيت ناوگان حمل و نقل قطار برون استاني خوزستان افزوده مي شود.
سرهنگ "عبدالمجيد عقيلي"‌ افزود: در راستاي خدمات رساني مطلوب به شهروندان خرمشهري يک دستگاه ريل باس با نام ارم که از جمله قطارهاي جديد و مدرن است در سالروز فتح خرمشهر در مسير خرمشهر - اهواز - انديمشک راه اندازي مي شود.
وي خط آهن بازسازي شده خرمشهر - اهواز به طول 80 کيلومتر را از ديگر طرح هايي عنوان کرد که در اين روز به بهره برداري مي رسد.
همچنين مدير اداره تعاون شهرستان آبادان گفت: به مناسبت گراميداشت سالروز آزاد سازي خرمشهر 18طرح تعاوني با اعتبار150 ميليارد ريال و اشتغالزايي مستقيم 179 نفر مشتمل بر 16طرح حمل و نقل دريايي، يک طرح صنعتي و يک طرح کشاورزي به بهره برداري خواهد رسيد.
"سيد ناصر مشعشعيان" افزود: 16طرح دريايي شامل کشتي هاي لندينگ گراف و دوبه يک هزار تني و طرح صنعتي پيش گفته نيز شامل طرح توليد بلوک به صورت صنعتي در شهرک صنعتي آبادان و طرح کشاورزي يک واحد توليد مخازن آب و کانالهاي کشاورزي است .
خرمشهر فردا سوم خرداد ميزبان رئيس جمهوري و تعدادي از وزرا است.

منبع : ایرنا
معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری آماری جدید از آموزش عالی درباره شلوغ ترین شهرهای دانشجویی کشور، درصد دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور از جمعیت کل دانشجویی، تعداد دانشجویان ایرانی خارج کشور و ... ارائه کرد.

به گزارش مهر، حسین نادری منش پنجشنبه در هفتمین همایش دانشجویی فناوری نانو گفت: بیشترین جمعیت دانشجویی در تهران با 632 هزار دانشجو، در اصفهان با 242 هزار دانشجو، در خراسان با 211 هزار دانشجو و در خوزستان با 205 هزار دانشجو قرار دارند.

82 درصد دانشجویان در مقاطع کاردانی و کاشناسی
معاون آموزشی وزیر علوم اضافه کرد: بیشترین جمعیت دانشجویی (82 درصد) در مقاطع کاردانی و کارشناسی به تحصیل اشتغال دارند.

آمار دانشجویان در رشته های مبتنی بر فناوری

وی با بیان اینکه 1.5 میلیون دانشجو در رشته علوم انسانی و یک میلیون دانشجو در رشته های فنی و مهندسی تحصیل می کنند، افزود: بیشترین تعداد دانشجویان در زمینه های فناوریهای نوین در رشته های زیست فناوری، نانوفناوری و فناوری اطلاعات تحصیل می کنند.

نادری منش گفت: دانشگاه آزاد بخش عمده ای از دانشجویان را در رشته های زیست فناوری جذب کرده است اما بیشترین تعداد دانشجویان در رشته های نانوفناوری در دانشگاههای دولتی متمرکز هستند و در حوزه فناوری اطلاعات بیشترین تمرکز دانشجویان در دانشگاه پیام نور تحصیل می کنند.

درصد دانشجویان دانشگاههای مختلف

معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری افزود: از تعداد 7/3 میلیون دانشجو چهار درصد در دانشگاه آزاد، 25 درصد در دانشگاه پیام نور، پنج درصد در دانشگاه جامع علمی کاربردی، 15 درصد در دانشگاه های دولتی، 2/3 درصد در دانشگاههای علوم پزشکی وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و پنج درصد در موسسات وابسته به سایر دستگاهها مشغول به تحصیل هستند.

نادری منش تعداد موسسات آموزش عالی را دو هزار و 200 موسسه دانست و اظهار داشت: در حال حاضر در مقاطع کاردانی و کارشناسی صندلی خالی داریم که در دوره کارشناسی نیز تقاضاها در زمینه کیفیت صندلی ها است.

وی تعداد متقاضیان ورود به دوره کارشناسی ارشد را 800 هزار نفر ذکر کرد و ادامه داد: ظرفیت پذیرش موسسات آموزش عالی در این دوره در بخش دولتی 50 هزار نفر و در دانشگاه آزاد 40 هزار نفر است.

72 هزار دانشجوی ایرانی به هزینه شخصی به خارج رفته اند
معاون آموزش وزارت علوم با اشاره به حضور 75 هزار نفری دانشجویان ایرانی در دانشگاههای خارج از کشور، اضافه کرد: 80 درصد از این دانشجویان در دوره های کارشناسی به پایین مشغول تحصیل هستند. 20 درصد دانشجویان در دوره کارشناسی ارشد تحصیل می کنند که سه هزار نفر آنها بورسیه و بقیه با هزینه شخصی در حال تحصیل هستند.

شلوغ ترین رشته های دانشگاهی
وی با اشاره به توزیع نامتقارن دانشجویان در رشته های تحصیلی نیز یادآور شد: رشته حسابداری و مدیریت بیشترین تعداد دانشجو را جذب کرده است و رشته های کامپیوتر، مهندسی برق، حقوق و مهندسی عمران در رتبه های بعدی قرار دارند.

یک پژوهشگر مسائل اجتماعی گفت: بیشترین‌ آمار طلاق‌ مربوط‌ به‌ زنان‌ خانه‌دار با ۶۸ درصد است.

به گزارش مهر، ناهید دامن پاک مقدم ظهر سه شنبه در همایش تحکیم خانواده که در سالن کوثر سازمان تبلیغات اسلامی قم برگزار شد اظهار داشت: بیشترین میزان تقاضای طلاق در زنان خانهدار (بیش از 72 درصد) در مقایسه با زنان شاغل مشاهده می‌شود که این امر شاید موید نظر جامعه‌شناسان باشد که احساس استقلال در خانم‌ها سبب افزایش رضامندی زناشویی می‌شود.

وی با بیان اینکه حدود 50 درصد از طلاقها در سه سال اول ازدواج رخ میدهد اظهار داشت: هر چه سطح تحصیلات زوجین بالاتر باشد واکنش آنها به موقعیت‌های زندگی با احساسات مناسبتری همراه است و از توانایی حل مشکلات خانوادگی به میزان بالاتری برخوردارند.

وی تصریح کرد: تحصیلات نقش بیشتری در بقا و حفظ خانواده دارد و به نظر می‌رسد سواد همانند یک عامل آگاهی بخش عمل می‌کند و بی‌سوادی و مرزهای نزدیک به آن بالاتریِن نسبت طلاق را فراهم می‌کند.

این پژوهشگر ادامه داد: شغل‌ زنان‌ در افزایش‌ یا کاهش‌ طلاق‌ بسیار موثر است،‌ به طوری‌ که‌ کمترین‌ آمار طلاق‌ در میان‌ معلمان‌ با چهار الی‌ پنج درصد است و بعد از آنان‌ زنان‌ کارمند با ۱۰ درصد در جایگاه بعدی قرار دارند.

دامن پاک گفت: آموزشهای قبل از ازدواج و نحوه تعامل زوجین با یکدیگر، شناخت درست زوجین از یکدیگر قبل از ازدواج در کاهش میزان نرخ طلاق نقش موثری دارد.

بیشتر درخواستهای طلاق از سوی زنان مطرح میشود

دامن پاک خاطرنشان کرد: بیشترین طبقه مراجعه کننده به دادگاه خانواده طبقه اجتماعی و اقتصادی متوسط با حدود 50 درصد مراجعه بوده است، به خاطر اینکه در این‌ طبقه‌ زن‌ هیچ‌گونه‌ احساس‌ ضعف‌ و کمبودی‌ در برابر مرد احساس‌ نکرده‌ و به‌ اصطلاح‌ عامیانه‌ در طبقه‌ متوسط‌ «من‌ و تویی» بسیار زیاد وجود دارد.

وی با بیان اینکه بیشتر درخواست‌های طلاق در پرونده‌ها از سوی زنان علیه شوهران مطرح است، اضافه کرد: میزان تقاضای طلاق در خانواده‌های با فرزند بیشتر، کمتر است در صورتی که تفاوت چندانی در میزان درخواست طلاق در خانواده‌های بدون فرزند و فرزند کمتر مشاهده نشد.

تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج بر میگردد

دامن پاک به ارائه تعریفی از مسئله طلاق پرداخت و در همین زمینه گفت: هیچ دختر و پسری در آغاز زندگی و در پای سفره عقد تصور نمیکنند که ممکن است روزی مشکلات چنان بر او غلبه کند و شرایطی بر او تحمیل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگی مشترکش پایان دهد.

این پژوهشگر با بیان اینکه تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج بر می‌گردد، تصریح کرد: به همان علت که بشر بنا به درخواست طبیعی خود پیوند ازدواج می‌بندد تا در کانون گرم خانواده و درکنار همسر خود به سکون و آرامش برسد،‌ به همان گونه نیز ممکن است به دلایلی از ادامه زندگی خودداری کرده، طلاق را بپذیرد. گویی طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمدند.

وی با اشاره به مخالفت آموزههای اسلام با طلاق، خاطرنشان کرد: اسلام میخواهد تا حد امکان طلاق صورت نگیرد، اسلام طلاق را به عنوان یک چارهجویی در مواردی که چاره منحصر به جدایی است تجویز کرده است. از نظر اسلام منفورترین حلالها در نزد خدا طلاق است.

رشد نگرانکننده طلاق در بین جوامع انسانی

وی با بیان اینکه پدیده تلخ طلاق در جوامع انسانی در حال افزایش است اظهار داشت: بر اساس پژوهشهای تطبیقی بیشترین آمار طلاق در کشور آمریکا اتفاق میافتد و در آن کشور نیمی از ازدواجها به طلاق ختم میشود.

دامن پاک گفت: جای تاسف است که کشور ایران در این رابطه مقام چهارم را به خود اختصاص داده است و تقریبا یک چهارم ازدواجها در این کشور به طلاق ختم میشود.

وی عدم تفاهم، عدم بلوغ اجتماعی، ازدواج اجباری، توقعات بیجا، چشم و هم چشمی، اختلالات عاطفی و روانی، اعتیاد، بداخلاقی، خشونت، تفاوتهای فرهنگی، اختلاف سن، ازدواج دوم، سوءظن، دخالت دیگران در زندگی، عدم علاقه و... را از جمله دلایل بروز طلاق عنوان کرد.

این پژوهشگر پنج عامل جنسی، اقتصادی، شخصیتی، ارتباطی و اجتماعی را مهمترین عوامل تاثیرگذار بر طلاق دانست و در تعریف این عوامل اظهار داشت: تحقیقات نشان داده که دست کم 60 درصد طلاقهایی که در دادگاههای خانواده صورت میگیرد، ریشه در مسائل جنسی دارد.

مشکلات اقتصادی عامل بروز طلاق

وی ادامه داد: مشکلات اقتصادی و عدم تامین معیشت و فقر، پائینبودن سطح درآمد خانوار، بیکاری، مسکن نامناسب و بالا بودن نرخ خرید و اجاره، ضعف یا فقدان ثبات شغلی هر یک میتواند به نحوی در بروز طلاق سهم داشته باشد.

دامن پاک با بیان اینکه بالابودن سطح توقع زوجین در ابتدای زندگی و بسنده نکردن به حداقلها فشار مضاعفی را به خانوادهها تحمیل میکند، خاطرنشان کرد: فقدان مهارت کافی برای شروع زندگی، فقدان آگاهی از اصول و بنیانهای حل مسئله بین زوجین، فقدان اعتماد به نفس و خودباوری در زوجین یا یکی از آنها، فقدان پایبندی فرد به اصول اخلاقی و خیانت هر یک از زوجین به یکدیگر، فقدان قدرت ارتباطی و تفاهم بین دو طرف و تزلزل شخصیتی، تغییر در شیوه زندگی، افسردگی، فقدان صداقت هنگام شکلگیری روابط زناشویی و آشکارشدن صورتهای پنهان زندگی زوجین، اختلاف سنی اساسی و... نیز از جمله مسائل شخصیتی است که بر طلاق تاثیر میگذارد.

وی در مورد مشکلات ارتباطی گفت: سوءظن و بدبینیهای کاذب، عدم انطباق بین انتظارات و مسئولیتهای متقابل، بیتوجهی به تامین نیازها و انتظارات متقابل، درک نامتوازن از نقش زن و مرد در زندگی مشترک، خودمحوری، فقدان گذشت، غرورهای کاذب، لجاجتهای کودکانه، پرده دری متقابل و عدم تامین احترام متقابل، میل به انتقامجویی، حساسیتهای بیش از حد، افزایش فاصله کلامی بین زوجین، پرخاشگری و مجادله دائمی بین زوجین، دخالتهای اطرافیان، بیعلاقگی به همسر و تمایل به دور بودن از وی برای مدت طولانی و... نیز از جمله این مشکلات هستند.

وی ادامه داد: در مسئله اجتماعی نیز مواردی همچون اختلاف فرهنگی و سطح طبقاتی بین خانوادههای زوجین، مهاجرتهای بیرویه از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، رشد فزاینده کلانشهرها و کاهش سیستمهای کنترل اجتماعی غیررسمی در جامعه، اعتیاد به مواد مخدر و الکل از جمله متغیرهای موثر بر طلاق هستند.

دوساختی شدن جامعه منجر به طلاق میشود

وی گفت: در دو دهه‌ اخیر و با گسترش‌ زندگی‌ شهرنشینی‌، افزایش‌ ظواهر مدرنیته‌ و تغییر شیوه‌ زندگی‌ از سنتی‌ به‌ مدرن‌، نظام‌ خانواده‌ در ایران‌ دستخوش‌ تغییراتی‌ شده‌ است‌، به‌ گونهای‌ که‌ این‌ مسئله‌ سبب‌ شده‌ که‌ آمار طلاق‌ به‌ میزان‌ قابل‌ توجه‌ و نگران‌ کنندهای افزایش‌ یابد.

دامن پاک ادامه داد: با توجه‌ به‌ تجدد امروزی‌ و تغییر ارزش‌ها و هنجارها، تبعیت‌ از ساختار کهن‌ و سنتی‌ در نزد دختران‌ و زنان‌ از بین‌ رفته‌ و آنان‌ در همه‌ موارد خود را با مرد یکسان‌ می‌دانند که‌ این‌ دو ساختی‌ شدن جامعه‌ سبب‌ بروز طلاق‌ میان‌ زوج‌ها می‌شود.

وی یادآور شد: کوچک شدن حجم خانواده، دگرگونشدن برداشتهای افراد از طلاق و تغییراتی در نقشهای مردان و زنان باعث شده است که امروزه مردم با غم و تشویش کمتری در مقایسه با گذشته به ازدواج روی میآورند، چراکه طلاق برای آنان در حکم بیمهای تلقی میشود و در صورتی که ازدواج ایجاد مشکل کرده و یا حالت موفقیتآمیز و خشنودکنندهای برای آنها نداشت میتوانند آن را رها کنند.

طلاق عامل بروز 70 درصد آسیبهای اجتماعی

این پژوهشگر به پیامدها و آثار زیانبار طلاق اشاره کرد و گفت: طلاق، یک مسئله فردی نیست که عواقب و عوارض آن تنها دامن افراد درگیر با آن را بگیرد بلکه به عنوان یک معضل اجتماعی، جامعه را هم به بندگی و بردگی میکشاند.

وی گفت: طلاق ضمن از هم گسیختگی و از هم پاشیدگی کانون خانواده، عواقب بسیاری را برای افراد جامعه داشته و میتواند منشا بسیاری از آسیبهای اجتماعی مانند انحرافات جنسی، خودکشی، فرار از منزل، سرقت، اعتیاد، تکدیگری، ولگردی و... شود.

دامن پاک با بیان اینکه تلاش برای پیشگیری از طلاق در کاهش آسیبهای اجتماعی موثر است، تصریح کرد: طلاق پدیده‌ای است که بر تمامی جوانب جمعیت یک جامعه اثر می‌گذارد و از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می‌نهد،‌ یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می‌پاشد.

وی با اشاره به تاثیر منفی طلاق بر کیفیت جمعیت گفت: طلاق موجب می‌شود فرزندانی محروم از نعمت‌های خانواده تحویل جامعه شوند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی یک جامعه‌اند، بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضای خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آینده است.

وی ادامه داد: طلاق به عنوان یک پدیده که به گسست خانواده میانجامد، بر جنبههای مختلف شخصیت کودکان و نوجوانان تاثیر میگذارد.

خانواده بنیادیترین نهاد در اجتماعات بشری

وی خانواده را کانون حفظ سنن ملی و اخلاقی و مرکز رشد عواطف و احساسات انسان دانست و اظهار داشت: خانواده هسته مرکزی اجتماع است و نخستین اجتماعی است که هر فرد انسانی در آن گام مینهد و آداب زندگی و اصول و رسوم اجتماعی و تعاون و همکاری و ایثار و ازخودگذشتگی را در آن فرا میگیرد.

وی با اشاره به اینکه خانواده، بنیادی‌ترین نهاد در اجتماعات بشری است تصریح کرد: در اهمیت جایگاه خانواده همین بس که برای زوال فرهنگی یک ملت، تزلزل بنیاد خانواده کافی است. جوامعی که بخشی از افراد آن از کانون گرم خانواده بر نخواسته و دست محبت پدر و آغوش مادر را درک نکرده‌اند و تحت تربیت و آموزش و نظارت قرار نگرفته‌اند، آثار گسیختگی امور و بی‌هویتی فرهنگی به همان نسبت کاملاً هویدا است.

وی با اشاره به جایگاه زن در خانواده اظهار داشت: زن محور اصلی ساختار نهاد خانواده، در سراسر تاریخ اسلام حرمت و کرامت یافته است، چراکه رمز رستگاری انسانها، رشد و شکوفایی استعدادها و تعالی و تکامل بشری در گرو اراده شورانگیز و عاشقانه زن در جایگاه مادر و همسر نهفته است.

قانون به تنهایی نمیتواند آرامش خانواده را تامین کند

دامن پاک پایبندی به اصول و مبانی اخلاقی در خانواده را مهم دانست و گفت: قانون حقوق و تکالیفی را برای زوجین تعیین کرده و ضمانت اجرایی برای آن در نظر گرفته است، ولی باید توجه داشت که قانون به تنهایی نمی‌تواند آرامش و سعادت خانواده را تأمین کند، از این رو خانواده باید بیش از هر چیز پایبند اصول و مبانی اخلاقی باشد.

وی ادامه داد: توسل به ضمانت اجرای حقوقی و رجوع به مقامات قضایی، به هنگام ضرورت، به عنوان آخرین علاج، باید مورد استفاده واقع شود.این پژوهشگر فضای حاکم بر دادگاههای خانواده را مناسب ندانست و گفت: فضای حاکم بر دادگاه‌های خانواده به دلیل کثرت پرونده‌ها و مراجعات و فقدان ابزارهای مشاوره‌‌ای مناسب، برای جلوگیری از وقوع طلاق چندان مناسب نیست که در این خصوص نیز باید توسط صاحب نظران چاره‌اندیشی شود.

منبع : رجانیوز
جانشين فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به تمهيدات ويژه ناجا در ماه رمضان از توقيف خودرو روزه‌خوران در اين ماه خبرداد.

به گزارش ايسنا، سردار احمدرضا رادان روز يكشنبه در حاشيه مراسم تقدير از خبرنگاران در خصوص اعطاي تجهيزات دفاعي همچون گاز اشك آور به خبرنگاران اظهار كرد: افرادي كه درخواست گرفتن اين تجهيزات را دارند، مي‌توانند تقاضاي خود را به نيروي انتظامي ارائه كنند و اگر معاونت اجتماعي نيروي انتظامي تشخيص دهد اين افراد امنيتشان در خطر است، اين تجهيزات به آنها واگذار خواهد شد، اما اين كه اطلاع‌رساني عمومي براي اين موضوع صورت گرفته باشد، مصوب نشده است.

وي در رابطه با واگذاري تجهيزات دفاع شخصي به برخي از اصناف مانند طلافروشي‌ها و بانك‌ها نيز اظهاركرد: چون ناامني خاصي در كشور نداريم، اين بحث منتفي است، اما تجهيز پليس‌هاي افتخاري در اصناف مختلف به اين تجهيزات در حال تصميم‌گيري است.

جانشين فرمانده نيروي انتظامي درباره تمهيدات پليس در ايام ماه مبارك رمضان، با اشاره به اينكه اقداماتي جدي در دستوركار پليس در اين ايام مدنظر است، افزود: با توجه به اينكه مردم در ايام ماه مبارك رمضان منازل خود را براي عبادت خالي مي كنند، گشت‌هاي پليس به صورت ويژه‌تر فعاليت خواهند كرد.

وي ادامه داد: در ماه رمضان جرايم خرد كاهش پيدا مي‌كند، اما انتظار و مطالبات مردمي افزايش مي‌يابد كه طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته پليس با روزه خواري به صورت جدي برخورد مي‌كند، به طوري كه اگر افرادي در خودرو اقدام به روزه خواري كنند، خودرو آنها توقيف خواهد شد و اگر خودرو به عنوان يك حريم شخصي مورد ادعا هم باشد، اگر افراد در آن به روزه خواري بپردازند، پليس با آن برخورد خواهد كرد.

به گزارش ايسنا، به گفته رادان، پليس در ماه مبارك رمضان با بدپوششي و بدحجابي به صورت ويژه برخورد خواهد كرد.

وي در رابطه با گفته اخير فرمانده انتظامي تهران بزرگ مبني بر اينكه امنيت تهران وصف ناپذير است، اظهار كرد: اگر بخواهيم وضعيت پايتخت را نسبت به پايتخت كشورهاي ديگر مقايسه كنيم، گفته‌هاي سردار ساجدي‌نيا درست است.

وي ادامه داد: در مجموع امنيت پايتخت به دليل خوبي مردم تهران و اينكه پليس وظيفه خود را به خوبي انجام مي‌دهد، مطلوب است، اما طبيعي است كه در يك كشور كه پايتخت آن تهران است، جرايمي هم رخ دهد.

جانشين فرمانده نيروي انتظامي ادامه داد: هميشه گفته‌ايم كه با گردنكشان برخورد خشن و جدي خواهيم داشت و با مردم رئوف هستيم، اميدواريم اين كار به خوبي از سوي ماموران پليس انجام شود.


Tabnak
دخترم هيچ چيز را در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان کند.....برهنگي بيچارگي عصر ماست. به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است.
(بخشي از وصيتنامه منسوب به چارلي چاپلين)
[تصویر: 201008011616344625.jpg]
پانزده سال يا كمي بيشتر داشت، صورتش را برنزه كرده بود، يك شال حرير روي سرش گذاشته بود، سر نه، پشت سرش گذاشته بود، موهايش را دكلره كرده بود، سفيدِ سفيد مثل موهاي مادربزرگم. خدا مي‌داند چقدر مواد شيميايي روي سرش ريخته بود كه موهايش اينطور سفيد شده بود. دخترك، صورتش را مثل نقاشيهاي معروف ونگوگ كه رنگ برجسته است رنگ آميزي كرده بود، از كرم پودر و پنكك و سايه و رژگونه و ريمل گرفته تا رژلب صورتي و برق لب و خط چشم و فرمژه و هزار و يك قلم رنگ و لعاب ديگر...

نمي خواستم ناموس مردم را برايتان اينطور توصيف كنم، مي‌خواستم آخرهمه تعريفها بگويم جاي خواهري، اما اگر من خواهر داشتم هر طور شده از پوشيدن اين لباسها و اينطور آرايش كردن منصرفش مي‌كردم. به خدا دلم مي‌سوزد، اينطور جلوه گري و خود را به نمايش هر چشم پاك و ناپاكي گذاشتن، معنايش اين است كه اين دختر احساس بي ارزشي مي‌كند، احساس مي‌كند كسي به او اهميت و ارزشي نداده است، نمي‌دانم، جامعه، خانواده، پدر، برادر، دوست، برايش ارزشي قائل نيستند.

مأمور نيروي انتظامي، داشت وظيفه‌اي كه به او محول شده را انجام مي‌داد.چند نفري هم جمع شده بودند، در اين فكر بودم كه چرا بايد دراين مملكت چنين صحنه‌هايي را ببينيم، چرا به اينجا رسيده ايم، مردم دنيا چه مي‌گويند، اين راه به كجا ختم مي‌شود، ذهنم پر شده بود از سئوالات جور واجور... ناگهان دخترك جيغ بلندي كشيد، رشته افكارم از هم پاره شد.

... من مي‌خواهم آزاد باشم، راحت باشم، كسي با من كاري نداشته باشد، مي‌خواهم هر چه دلم مي‌خواهد بپوشم، خدا انسان را آزاد آفريده، پس من حق دارم لباسم را خودم انتخاب كنم يعني اين حق را هم ندارم، اين از حداقل حقوق انسانها است، من نمي‌خواهم از حقوق خود محروم باشم، اصلاً به كسي چه مربوط است كه من چه مي‌پوشم...
دخترك چنان با عصبانيت صحبت مي‌كرد كه دستانش مي‌لرزيد، خودش را حق به جانب مي‌دانست، كار به جايي رسيد كه مأمور نيروي انتظامي از او خواست سوار ماشين گشت شود. صداي جيغ بلند تر شد و...

من خودم را از جمعيت بيرون كشيدم، سرم گيج مي‌رفت، حالم بد شده بود؛ آن‌طرف‌تر يك پارك بود، رفتم كنار حوض، روي صندلي نشستم. كاش اين صحنه‌ها را نمي‌ديدم، كاش اين برخورد يك جور ديگري اتفاق مي‌افتاد، كاش بيشتر به فكر جوانها بوديم، كاش نمي‌گذاشتيم كار به اينجا برسد، كاش مسئولان فرهنگي ما نقش پدر و مادر را بازي مي‌كردند، كاش حريمها و حرمتها بيشتر حفظ مي‌شد، كاش حجب و حيا نمي‌مرد.

چرا با ديدي واقع بينانه به دختران خودمان آموزش نداديم، چرا آنها را در برابر هجوم فرهنگهاي پوچ و ضد ارزش پرورش نداديم. مگر نمي‌خواهيم مادران فردا، سالم و تندرست باشند، مگر نمي‌خواهيم نسل ما روح و جسم پاك داشته باشند، سلامت باشند، با هوش باشند، پس چرا وقت نمي‌گذاريم، چرا چهار نفر دكتر و روانشناس را جمع نمي‌كنيم براي اين معضل چاره‌انديشي كنيم، چرا دخترانمان را در محيطي شاد و سالم جمع نمي‌كنيم و بگوييم آخر دختر جان ! كدام انسان عاقلي به نام آزادي درب خانه خود را به روي همگان باز مي‌گذارد!؟ اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد گوهر با ارزش وجودت را در معرض دزدان آبرو و شرف بگذار، اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد خودت را پشت هزار قلم رنگ و مواد شيميايي مضر پنهان كن، مگر تو چه كم داري، زيبايي؟ فكر مي كني چه كساني با اين وضع مي‌گويند كه تو زيبا شده‌اي؟ چه كساني مي‌خواهند با تو همصحبت شوند؟ چه كساني از تو تعريف مي‌كنند ؟ اصلاَ آنها كه با اين شكل و شمايل به خيابانها مي‌آيند؟ چقدر در خانواده موفقند، چقدر همسر خوبي هستند، چقدر مادرخوبي هستند، چقدر سالم تر و پاكترند؟

آخر چرا پول بي زبان را، كه در اين روزگار از زير سنگ بيرون مي‌آيد، خرج يك مشت مواد شيميايي آلوده مي‌كني كه پوستت را خراب كند. چين و چروك و اگزما و انواع و اقسام امراض پوستي خطرناك ديگر را به جان مي‌خري كه به اصطلاح زيبا شوي، براي چه كسي ؟ اصلا زيبايي كاذب موقتي چه ارزشي دارد؟

يك نفر بايد بيايد، بگويد: آخر دختر جان! اگر ما مي‌گوييم خودت را براي چشم چرانهاي ولگرد خيابان عريان نكن حرف بدي مي‌زنيم؟! اگر ما مي‌گوييم زيباييت را براي كسي نگهدار كه عاشق وجودت باشد و برايت يك زندگي واقعي بسازد، حرف بدي مي‌زنيم ؟! اصلا تو حرف حسابت چيست؟
مگر انسان موجودي تنها ست كه هر جور دلش مي‌خواهد رفتار كند، انسان موجودي اجتماعي است، شما بايد به قوانين زندگي اجتماعي احترام بگذاري، آزادي شما، تا جاي آزادي است كه به آزادي و آرامش ديگران صدمه‌اي نزند، اگر غير از اين باشد كه مي‌شود قانون حيات وحش، تازه در آن صورت هم تو شانسي براي آزادي نداري چون قانون وحوش اين است كه هر كس زورش بيشتر است زنده بماند، بقيه محكوم به نابودي اند...

[تصویر: 201008020519571480.jpg]

بله شما حق داري لباس خودت را خودت انتخاب كني، اما بايد به پوشش عرف مردم جامعه كه ناشي از دين و فرهنگ وآداب مردمان آن است، احترام بگذاري...
اين جملات بخشي از دلنوشته‌هاي من در مورد اتفاق تلخ آن روز خيابان بود. اما اين مسأله بسيار مهم تر از حرف زدن و نوشتن است. جامعه ما نياز جدي و عملي به احياي ارزشهاي اخلاقي و انساني دارد.

جامعه، آينه فرهنگ، آداب و بينش يك اجتماع انساني است و پوشش، ظهور جلوه‌اي از اين آينه است. پوشش زن ايراني هميشه تاريخ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام پوششي مناسب، موقر و راحت بوده است. لباسهاي زنان ايراني، از جنس بسيار مرغوب، كار شده و با رنگهاي بسيار شاد تهيه مي‌شده و تا مچ دست و پاها را مي‌پوشانده. لباسي كه نشانگر وقار و حياي يك زن متمدن ايراني در جهان است. هويت تاريخي زن ايراني در جهان منحصر به فرد و برجسته است.
ايرانيان از ديرباز به پاكدامني اهميت مي‌دادند و زنان ايراني پوشيده با چادر يا پوشش‌هاي ديگري كه موها را مي‌پوشاند و سر تا پا را در بر مي‌گرفت، در ميان مردان ظاهر مي‌شدند. در يك مهر سنگي استوانه‌اي كه از دوره هخامنشي برجاي مانده و اكنون در موزه لوور فرانسه نگهداري مي‌شود، شاهزاده ايراني و نديمه‌هايش ديده مي‌شود كه شاهزاده خانم، چادر و نديمه‌ها سرپوش يا سربند دارند. در طرحي كه روي سنگي در ارگيلي تركيه نقش بسته است، زن ايراني باپوشش چادر و سوار بر اسب ديده مي‌شود. حتي سرپوش‌هاي پارچه‌اي دوره هخامنشي از زير برف‌هاي منطقه پازريك روسيه پيدا شده است.

ايرانيان از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بوده‌اند. نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. به علاوه، در قديمي‌ترين بخش‌هاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌هاي سوراخ‌دار پيدا شده است.

اين دستاوردهاي و نوآوري‌هاي ديگري كه در دوران‌هاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آن‌كه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني مي‌پوشيد.

ايرانيان نخستين مردماني بودند كه كت آستين‌دار و شلوار مي‌پوشيدند. مردمان تمدن‌هاي ديگر، بابلي‌ها، آشوري‌ها، يوناني‌ها و رومي‌ها، شلوار نمي‌پوشيدند. ايرانيان حتي نوعي شلوار ويژه سواركاري نيز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته مي‌شد.
شلوار در اصل شروال خوانده مي‌شد. عرب‌ها آن را سروال ناميدند و جمع آن را سراويل مي‌گويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته مي‌شود. مجارها آن را شلواري مي‌نامند و در لاتين به آن سارابارا مي‌گويند. در زبان انگليسي هم به آن پيجاما گفته مي‌شود که از واژه ي پاي جامه ساخته شده که از واژه‌هاي فارسي کهن است.

نقش زدن بر پارچه و لباس از ديرباز در ايران مرسوم بود. در تابوت سنگي اسكندر كه در موزه استامبول نگهداري مي‌شود، ايرانيان شلوارهايي با پارچه‌هاي زيبا پوشيده‌اند كه طرح دار و گاهي نقش‌هايي از گل‌ها دارند. گل‌دوزي در دوره صفويه به شكوفايي رسيد به نحوي كه هنرمندان روم شرقي (امپراتوري بيزانس) طرح‌هاي ايراني را بر لباس‌هاي فاخر نقش مي‌زدند. حتي ريشه عنصرهاي اصلي گلدوزي امروزي نيز به ايران بازمي‌گردد كه از راه كشورهاي ساحل درياي مديترانه به ايتاليا و اسپانيا رفته و بعدها در سرزمين‌هاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است.

بافتن پارچه از ايران آغاز شده و از مهمترين فرآورده‌هاي صادراتي ايرانيان بوده است. با آن كه بافت ابريشم به چيني‌ها بازمي‌گردد، اما ابريشم ايراني در دوره ساسانيان به چنان كيفيت و ظرافتي رسيده بود كه چيني‌ها نيز از ايران پارچه ابريشمي وارد مي‌كردند. برخي از پارچه‌هاي ايراني كه ويژه اسقف‌ها تهيه شده، هنوز در گنجينه‌هاي كليساهاي اروپا نگهداري مي‌شود.
ردپاي شكوه صنعت پارچه‌بافي را در واژه‌هاي ايراني كه به زبان‌هاي مختلف راه‌يافته است، مي‌توان پيدا كرد.

در زبان عربي: ديباج از واژه ديباگ به مفهوم زري ابريشمي و استبرق از واژه ستبرگ به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي. در زبان انگليسي Taffeta از واژه تافته به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي Chintz از واژه چيت به مفهوم نوعي پارچه، در زبان روسي Zarbaf از واژه هزارباف به مفهوم پارچه زري گلابتون و Partcha از واژه پارچه برگرفته است.

ايرانيان نخستين مردماني هستند كه از لباس ورزشي استفاده مي‌كردند. چوگان بازان ايراني نوعي پيراهن نيم‌آستين و شلوار تنگ مي‌پوشيدند تا هنگام بازي راحت‌تر باشند. جنس پيراهن چوگان بازي را نيز نوعي انتخاب كرده بودند تا كم‌تر عرق كنند. انگليسي‌ها در سال‌هاي استعمار هندوستان در آن سرزمين با چوگان و لباس نيم آستين آشنا شدند و آن را با خود به اروپا بردند كه بعدها به آمريكا نيز راه يافت و به تي‌شرت‌هاي امروزي منجر شد.
لباس جنگاوران در دوره اشكانيان و ساسانيان سرمشق شواليه‌هاي اروپايي قرار گرفت.
گزنفون، تاريخ‌نگار يوناني با ايرانياني روبه‌رو شده بود كه دستهايشان را در پوست‌هاي ضخيم و قاب‌هايي نگه مي‌داشتند. نمونه‌هايي از دستكش‌هاي زينتي در موزه ايران باستان نگهداري مي‌شود.

ايرانيان از ديرباز كلاه‌هاي گوناگوني مي‌پوشيدند كه نشان‌دهنده موقعيت اجتماعي آنان بود. كلاه پاپ‌ها و حتي تاج برخي از پادشاهان قديم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج‌ پادشاهان ايران است.
پوشيدن چكمه‌هاي چرمي از زمان هخامنشيان مرسوم بود و حتي ژوستي‌نين، امپراتور روم شرقي، چكمه‌هاي ايراني مي‌پوشيد.
هنوز هم شال ايراني در زبان انگليسي به همين نام خوانده مي‌شود (Shawl) و نوع مردانه و زنانه آن هر دو نوآوري ايراني هستند.
بر ديوار كليساي سنت اپالينار در شهر راون ايتاليا طرحي از سه مغ زردشتي كه براي شست‌ و شو و معطر كردن عيسي مسيح(ع) دعوت شده بودند، نقش بسته است.

همه اين شواهد، هويت اصيل، ايده آل و بي نظير پوشش ايراني را در تاريخ جهان مي‌نماياند. اما پرسش اينجاست كه با اين همه سابقه درخشان فرهنگي، چرا دختر ايراني امروز، احساس بي هويتي مي‌كند و دچار يك ايدئولوژي بي بند و باري مي‌گردد، تا جايي كه خود را همچون عروسكهاي غربي بزك كرده و با هزار توجيه نابخردانه در معرض نمايش عمومي مي‌گذارد. مگر ما چه كم داريم كه فرزندان ما الگوهاي غربي را مي‌پذيرند و دنباله روي مانكنهاي بي بندوبار غربي رفته‌اند. مگر نه اين است كه جوامع غربي تا آنجا به راه انحطاط رفته‌اند كه معيارها و ارزشهايشان از اصالت اخلاق و انسانيت به قساوت اميال شهواني و اغراض پست نفساني رسيده است.
چرا براي دختر امروز ايران، ارزشها رنگ مي‌بازد، هميشه يادمان باشد كه اين دختران و پسران از غرب نيامده‌اند، آنها مردان مريخي و زنان ونوسي نيستند، آنها فرزندان ايران هستند، همان خواهران و برادران ما. براي آنها چه كرده ايم و آنها را به چه راهي كشانده ايم. رفتار جوانان امروز ما، يك واكنش اجتماعي ست به عملكرد دست اندركاران فرهنگي ما در اين سالها. جمله‌اي مي‌ديدم از بيانات رهبر معظم انقلاب كه در سالهاي اوايل انقلاب فرموده بودند: «بازگشت به فرهنگ منحط غرب محال و محكوم است.»

ايشان همواره در بياناتشان، نگران اوضاع فرهنگي كشور بوده‌اند و نسبت به برخي سياست گذاري‌ها و حركتهاي دست اندركاران امور فرهنگي و نتايج عملكرد آنها ابراز نارضايتي نموده‌اند.حضرت آيت الله خامنه‌اي همواره اين تفكر غرب را كه معتقد است، زن براي حضور و فعاليت در جامعه نبايد حجاب داشته باشد، مطلقا مردود دانسته و با طرح اين پرسش مي‌فرمايند:
... سوال من اين است که با برداشتن چادر در کشور ما زنهاي (پيش از انقلاب ) تا چه‌اندازه در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش، فرصتي داده شد، تا زنهاي ما در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کنند.

زنهاي ايراني زماني وارد فعاليت اجتماعي شدند و کشور را با دستهاي تواناي خود متحول کردند و مردهاي اين کشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه کشيدند، که چادر سرشان کردند.»
بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) نيز در خصوص حجاب و شأن زن در صحيفه نور ج‏5 چنين مي‌فرمايد:
... در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد... ما نمى‏توانيم و اسلام نمى‏خواهد كه زن به عنوان يك شى ء و يك عروسك در دست ما باشد. اسلام مى‏خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهيم تا زنان فقط شيئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند.


اما اسلام در مورد فلسفه پوشش چه مطالبي را مطرح مي‌كند.

شهيد مطهري در كتاب مسأله حجاب در اين باره مي‌گويد:
... فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آنها جنبه رواني‏ دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي، و بعضي‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او...

حجاب در اسلام از يك مسأله كلي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد و آن اين است‏ كه اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت‏ را با لذتجویيهاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند.
با اين تفاسير آيا اين مساله آنقدر حائز اهميت نيست كه نسبت به اصلاح برخي قوانين و سياستهاي فرهنگي عزم جدي داشته باشيم. به نظر مي‌رسد قواي سه گانه ما بايد با تعامل با يكديگر هر چه زودتر نسبت به اصلاح وضعيت آشفته فرهنگي كشور تصميمات عملي و جدي بگيرند.

عواملي چون بي بند و باري، فقر و بيكاري، سن ازدواج را روز به روز براي فرزندان ما بالاتر مي‌برد. من معتقدم اگر قرار باشد يك روز بياييم و روي ديوارها بنويسيم، ويدئو مخرب تر است يا بمب اتم و 5 سال بعد در همه جاي ايران اسلامي ويدئو كلوپ راه بياندازيم، معلوم است كه كار اصولي نكرده ايم. امروز هم با مسأله ماهواره همان مشكل را داريم.

به جاي محكوم كردن و منع كردن جوانان در اين دنياي رسانه آزاد كه اطلاعات از در و ديوار مي‌ريزد، بايد به پرورش فكري جوانان بپردازيم و آنها را در برابر اين هجوم واكسينه نماييم. جوان ما بايد بداند رفتن به چه راهي چه نتايجي را برايش در پي دارد. تكليف جوانان و نوجوانان اين مملكت بايد روشن باشد نبايد بدون برنامه ومقطعي عمل كرد.اگر قرار باشد كه در خيابان ها، با مدلهاي عجيب و غريب غربي، برخورد گردد، بايد پيش از آن مدلهاي اسلامي ايراني را تعريف و ترويج كرد. اگر مدل موي فلان، اسلامي ايراني نيست، پس مدل موي اسلامي ايراني چيست؟

اسلام دين زندگي است، با تمام جزئياتش. اولين مسأله در اين امر ارائه تعاريف و مصاديق است. يعني اصل تعريف و مصداق آن، مجري آن، و مرجع نظارت بر آن بايد معين گردد. اكثر متوليان امور فرهنگي در طول اين سالها تنها به نظريه پردازي در اين باره بسنده كرده‌اند، اما به نظر مي‌رسد جريانها و حركتهاي فرهنگي جامعه ايراني، با قوه‌اي نيرومند تر از سياست گذاريهاي دولتهاي مختلف و مجريان آن به پيش مي‌رود.

در اين ميان آموزش و پرورش و آموزش عالي در كتابهاي آموزشي و واحدهاي درسي خود به‌اندازه لازم برنامه ريزي نداشته‌اند. از مباحثي مربوط به آموزش آداب صحيح معاشرت در مقاطع ابتدايي گرفته تا فرهنگ شناسي ايراني اسلامي در سطح عالي بايد كتب و واحدهاي درسي جامع و كاملي تدوين شود و نسبت به آموزش آن جديتي خاص لحاظ گردد.

ما بايد نسبت به رفتار فرهنگي اجتماع خود بسيار حساس و هوشيار باشيم جامعه جوان ما تشنه آموختن و امتحان كردن است، نبايد اجازه دهيم تا محصولات غربي، خوراك جوانان ما و جوانان ما، خوراك محصولات غربي گردند. براي مثال در حال حاضر تعريف، يا بهتر است بگوييم، مصداق معقول و حساب شده‌اي در مورد چگونگي پوشش در ميان جوانان ما وجود ندارد. اگر بدانيم و بپذيريم كه پوشش مردمان يك سرزمين مي‌تواند بيانگر فرهنگ و تمدن آن سرزمين و جزء افتخارات ملي آن ملت محسوب گردد، چطور مي‌توان نسبت به اين مسأله مهم بي تفاوت بود. امروز در جامعه ما وضعيت پوشش به طور جدي از هم گسيخته و بي بند و بار است.

همه ما به آزادي انسانها ايمان داريم و به حقوق اجتماعي و شهروندي معتقديم.اما اگر شهروندي، با نوع پوشش خود، بر بدنه تعريف شده فرهنگي اجتماعي جامعه ما، آسيب برساند، حتي اگر مطلوب نظر وي بوده و برايش تعريف شده باشد، حق ندارد به طور آزادانه از آن پوشش استفاده نمايد، زيرا در اينجا مسأله‌اي بزرگتر و مهم تر از آزادي فردي مورد تجاوز و تهديد قرار مي‌گيرد و آن آزادي اجتماعي است. اجتماع كه نبايد متأثر از فرد يا متأثر از يك بنگاه تبليغاتي يا يك گروه اقليت باشد. اجتماع ما بايد به اجماع، تعاريف و مصاديق معقول و معروف خود را بر اساس فرهنگ، آداب و شريعت ما تبيين و از طريق ضابطين امر ابلاغ نمايد. جريان و بلوغ فرهنگ اجتماعي، يك پروسه تاريخي عقيدتي است.

اصولا، زن ايراني در تاريخ، هرگز نخواسته و نپذيرفته است، كه بدن خود را در انذار عمومي نيمه عريان كند، يا لباسهايي آنقدر تنگ بپوشد كه‌اندام او نمايان و در چشم باشد. از نظر زن ايراني، اين كار، نوعي خود فروشي است. در فلسفه پوشش ايراني، اصل، بر حيا، مصونيت، حفظ و مراقبت از زيبايي ست. اما در فلسفه پوشش غربي اصل بر بي قيدي، تظاهر، فريب و خود فروشي است. نوعي آزادي كاذب سياستمدارانه براي استعمار فكري زنان.

خيلي از جوانان ما به دليل بي اطلاعي از چگونگي پوشش اصيل ايراني و نبود تعريف و اجراي مدرن اين نوع پوشش در جامعه مبادرت به استفاده از پوششهاي غربي نموده‌اند. با اين تفاسير اگر در جامعه ايراني اسلامي ما برخي به اين نتيجه رسيده‌اند كه بايد خود را نيمه عريان كنند يا لباسهاي بسيار تنگ غربي بپوشند، بايد ديد كه اين مسأله از كجا نشأت گرفته است

مرحوم دکتر علي شريعتي گويد:
... تجربه نشان مي‌دهد که به عنوان اينکه دين فلان چيز را مي‌گويد، نمي‌شود حجاب را بر زن تحميل کرد، و عبادت را بر پسر تحميل کرد، مگر اينکه يک آگاهي انساني پيدا کند، و اين‌ها نماينده يک طرز فکر باشد.
... شما طرز فکر بچه‌ها را عوض کنيد، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمي‌خواهد مدلش را بدوزيد و تنش کنيد ! او خودش انتخاب مي‌کند. شما را بطه عاشقانه بين او و اين عالم وجود برقرار کنيد ؛ او خودش به نماز مي‌ايستد. هي به زور بيدارش نکنيد!

بايد به نقد عملكردها و سياستها پرداخت و براي فرهنگ سازي و يا احياي فرهنگي جامعه ايراني اسلامي اقدام سريع و جدي نمود. مسأله پوشش تنها، يكي از مسائل فرهنگي ماست. مفهوم فرهنگ گستره كلاني را در بر مي‌گيرد، اما نمايندگان فرهنگي ما چه كساني هستند و ايده آلهاي فرهنگي ما چيست ؟ چطور بايد به سمت آنها حركت كرد و از چه كساني بايد كمك خواست؟ با اين تفاسير، من مي‌گويم بايد بيشتر براي جوانانمان وقت بگذاريم، بيشتر، بيشتر، بيشتر...

حسین ترقی
به راستی گناه «ندا کوچولو» چه بود؟

بازپرس ويژه پرونده «ندا كوچولو» با حضور بر بالين دخترك ضمن گفت‌وگو با تيم پزشكي به بررسي وضعيت جسماني و چگونگي درمان قرباني پرونده كودك‌آزاري پرداخت. اين در حالي بود كه همزمان با مشاهده و تشريح آثار زخم‌ها و سوختگي و گازگرفتگي‌هاي پيكر دخترك، همه حاضران به گريه افتادند.

قاضي «عباس خوشكام» - بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 6 تهران - با حضور در بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستاني كه نداي 3 ساله در آنجا بستري است از دختر كوچولو عيادت كرده و در جريان وضعيت جسماني و روند درمانش قرار گرفت.

پزشك معالج درباره پرونده «ندا» گفت: صبح دوشنبه - 25مرداد - از بيمارستاني در يكي از شهرهاي تهران با اين مركز تماس گرفته شد و براي پذ يرش دختربچه 3 ساله كه دچار ضربه مغزي شده بود از ما كمك خواسته شد پس از اعلام موافقت و به دليل حاد بودن شرايط بيمار، كودك به بيمارستان منتقل و بستري شد. بلافاصله نيز اقدامات پزشكي درماني آغاز شد. كودك سطح هوشياري بسيار پائيني داشت و آنچه ما را به موضوع كودك آزاري مشكوك كرد آثار پراكنده و فراوان كبودي، سوختگي و جراحت در جاي‌جاي بدن دختربچه بخصوص كبودي پيشاني و سوختگي نواحي حساس بدنش بود. بنابراين طبق وظيفه موضوع را به پليس اطلاع داديم.

وي ادامه داد: متأسفانه از زمان بستري شدن ندا تاكنون شرايط بيمار تفاوت چنداني نداشته است و من به عنوان پزشك معالج اميدوارم با دعاي مردم مهربان، او با معجزه الهي نجات يابد.البته مرگ مغزي دختربچه تأييد نشده و علائم حياتي هنوز وجود دارد اما شرايط عمومي او به هيچ عنوان خوب نيست و بيمار با عارضه شديد مغزي روبه روست.

بازپرس خوشكام نيز پس از شنيدن اظهارات پزشك معالج، اظهار داشت: از آنجا كه ولي قهري دخترك پدربزرگش است كه به لحاظ شرايط جسمي و كهولت سن تاكنون امكان حضور در دادسرا را نداشته در حال حاضر قاضي مرزداراني - معاون دادستان و سرپرست دادسراي ناحيه 6 - به عنوان مدعي‌العموم خواهان پيگيري اين پرونده است و تا رسيدن به نتيجه نهايي نيز از هيچ اقدام قانوني كوتاهي نخواهد شد. در همين راستا چنانچه پزشكان معالج اعلام نمايند در صورت انتقال كودك به بيمارستاني ديگر امكان بهبود وي بيشتر خواهد شد امكان بستري شدن دختربچه در مركز درماني ديگر هم وجود دارد.

اما پزشك معالج با اعلام اين كه بيمارستان مذكور يكي از مجهزترين و كامل‌ترين مراكز تخصصي تهران است، تصريح كرد: خيلي از بيمارستان‌هاي پايتخت تجهيزات بيمارستان مزبور را ندارند و تيم پزشكي و پرستاران مركز نيز از هيچ كمكي براي بهبود حال ندا كوتاهي نكرده و با تمام توان نيز در اين راه تلاش خواهند كرد. ضمن اين كه در حال حاضر فقط بايد صبر كرد و با توكل به خداوند و گذشت زمان و دعاي مردم منتظر بازگشت سلامتي «ندا» ماند.

بازپرس خوشكام پس از گفت‌وگو با سرپرست تيم پزشكي همراه چند تن از افسران كلانتري به طرف بخش مراقبت‌هاي ويژه حركت كردند.پس از ورود به بخش، پرستار ويژه، قاضي و گروه همراهش را به سوي تخت ندا راهنمايي كرد.

دختر كوچولو روي نخستين تخت در سمت چپ اتاق، آرام و بي‌صدا خوابيده بود. چشمان معصومش نيز بسته بود. حالا فقط لوله‌هاي پلاستيكي وصل شده به بيني و دهان دخترك تنها راه ارتباطي او با اين دنياست.

دكتر با اشاره به صفحه مانيتور بالاي سر ندا با ارائه توضيحاتي گفت: اين علائم اندك نشان مي‌دهد بچه هنوز حيات دارد.همان موقع بازپرس به صورت ندا نزديك شد تا شايد آثاري از زندگي در صورت رنگ پريده، ظريف و رنج كشيده‌ دخترك معصوم پيدا كند اما افسوس كه دختر كوچولو هيچ حركتي نداشت. سپس پرستار بخش پتو را از روي بدن دخترك كنار زد تا آثار كبودي و سوختگي‌ها را به قاضي نشان دهد. به راستي كه صحنه دلخراشي بود. ديدن كبودي‌ها و جراحت‌هاي جاي‌جاي بدن نحيف دختر معصوم دل همه را به درد آورد و همزمان با تشريح وضعيت باليني دخترك از سوي پزشك معالج، حاضران بي‌اختيار اشك ريختند.

در اين ميان فقط يك سؤال ذهن پريشان همه را بيشتر از همه چيز مشغول كرده بود: مگر گناه دختربچه معصوم چه بود؟

راستي شايد اگر سايه پرمهر پدر و مادر بالاي سرش بود او اينگونه مورد شكنجه قرار نمي‌گرفت و ...براي دقايقي صداي هق‌هق گريه مأموران كلانتري، پرستاران و ساير حاضران در فضاي اتاق پيچيد.حالا تن زخمي و رنجورش خسته و در هم شكسته از اين همه نامهرباني روي تخت بيمارستان افتاده و داغ بي‌مهري بدنش را سوزانده است.

راستي آيا نداكوچولو مستحق اين همه بي‌مهري بوده است؟

دعا كنيم شايد مشيت الهي بر آن قرار گيرد كه يك بار ديگر چشمان زيبا و معصومش به زندگي باز شود.

منبع خبر : تابناك - http://tabnak.ir/fa/pages/print.php?cid=116241
سرانجام ندا کوچولو به آسمان پر کشید

صدای قلب ضعیف و شکسته «ندا» كوچولو، پس از بيست روز جدال با مرگ و زندگي، سرانجام روي تخت بيمارستان و در ميان اندوه تيم پزشكي و پرستاران براي هميشه قطع شد.
[تصویر: 32084275608527177895.gif]

پيكر نيمه جان دختر سه ساله روز 25 مرداد در حالي به بيمارستاني در تهران منتقل شد كه پزشكان در نخستين معاينات با مشاهده آثار سوختگي، گازگرفتگي و ضرب و شتم دريافتند دخترك بشدت هدف كودك‌آزاري قرار گرفته است.

دختر بچه بلافاصله در بخش مراقبت‌هاي ويژه بستري شد و تلاش براي نجات جانش آغاز شد اما افسوس كه پیکر نحیف و رنجور دختر سه ساله دیگر تاب تحمل درد ‌ها و ناملايمات فراوان را نداشت و عمر كوتاهش به سر آمد و او در اوج تنهايي، با قلب كوچك و شكسته‌اش به سوي آسمان پر گشود.هرچند دست‌هاي هزاران تن از هموطنان مهربان و نيكوكار در اين ايام براي شفاي ندا به درگاه الهي گشوده شده بود اما به راستي شايد تقدير ندا كوچولو اين بود كه بيش از اين زجر و درد جانكاه بي‌مهري‌هاي خانواده را تحمل نكند. حالا شايد روح او با پيوستن به پدر جوانمرگ‌ شده‌اش به آرام ابدي رسيده است.

اين فرشته كوچولو درد و رنج‌هايي كشيد و به خاطر تنبيه‌ها و سوختن‌ پاهايش عذاب كشيد و در اوج تنهايي و بي‌مهري، اشك‌هاي بي‌پناهش را هم هيچکس نديد! اما هرچه هست حالا ديگر اشك‌هاي گرم ندا كوچولو در چشمان بي‌رمقش حلقه نخواهد زد. او ديگر دستان سنگين و نامهربان زن عمويش را كه به خاطر شب‌ادراري، به صورت رنگ پريده‌اش نواخته مي‌شد را حس نخواهد كرد. ديگر هيچکس دستش به او نمی رسد تا دخترك را به گناه ناكرده‌اش با قاشق داغ بسوزاند و...

اظهارات بازپرس پرونده

قاضي عباس خوشكام ـ بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 6 ـ كه با شنيدن خبر مرگ ندا كوچولو بشدت متأثر شده بود، گفت: تيم پزشكي از چند روز قبل وضعيت باليني دختربچه را نگران‌كننده اعلام كرد. آنها روز پنجشنبه نيز از افت ضربان قلب دخترك خبر دادند و متأسفانه ساعت 7 صبح ديروز او در بخش مراقبت‌هاي ويژه كودكان جان باخت.

به دنبال دريافت اين خبر، دستورهاي لازم براي انتقال جسد به پزشكي قانوني و كالبدشكافي و معاينه‌هاي نهايي و تعيين علت اصلي مرگش صادر شد.

بازپرس خوشكام در ادامه اظهار كرد: آنچه ظواهر امر نشان مي‌دهد دخترك بر اثر ضربه وارد شده به سرش و عوارض ناشي از آن جان باخته است. اما باز هم تا اعلام نظريه پزشكي قانوني نمي‌توان به طور قطعي در اين باره اظهارنظر كرد.

وي همچنين درباره وضعيت «فاطمه» متهم اصلي پرونده – زن عموي ندا – نيز گفت: چند روز قبل همزمان با وخيم‌تر شدن حال ندا براي زن عمويش قرار قانوني سنگين‌تري صادر شد و او همچنان در زندان است. حال آنكه دستگاه قضايي به طور قطع با عامل يا عوامل اين ماجراي هولناك بشدت برخورد خواهد كرد.

همزمان با شروع تحقيقات قضايي – پليسي، زن عموي «ندا» كوچولو به عنوان متهم اصلي بازداشت شد و سرانجام نيز به كودك‌آزاري اعتراف كرد.

زن جوان گفت: «ندا» از سوي پسر سه ساله‌ام مورد ضرب و شتم و گازگرفتگي قرار گرفته است.

وي همچنين اظهار داشت: به دليل اين‌كه «ندا» دچار شب‌ادراري بود حدود دو هفته قبل از بيهوش‌شدن، پاهاي او را با قاشق داغ سوزاندم. روز حادثه نيز زماني كه او را به حمام برده بودم ناگهان از شدت درد و سوختگي روي زمين افتاد و سرش به كف حمام خورد و از هوش رفت. همان موقع هم با كمك‌ زن همسايه او را به بيمارستاني در نزديكي محل زندگي‌مان منتقل كرديم. دقايقي بعد تلفني با برادر شوهرم تماس گرفته و ضمن تشريح موضوع، از او خواستم هرچه سريعتر خودش را به بيمارستان برساند. پس از رسيدن برادر شوهرم به بيمارستان، پزشكان اعلام كردند كه «ندا» بايد هرچه زودتر به بيمارستان مجهزي در تهران منتقل شود. بدين‌ترتيب برادر شوهرم با آمبولانس او را به بيمارستان انتقال داد و من هم به خانه برگشتم. ساعتي بعد با شوهرم تماس گرفته و از او خواستم با عجله خودش را به بيمارستان برساند و درباره وضعيت «ندا» به من هم خبر دهد. اما دو روز بعد از سوي مأموران پليس در خانه‌ دستگير شدم.

وي با رد اتهام كودك‌آزاري و ضرب و شتم «ندا» كوچولو به بازپرس گفت: من هرگز او را كتك نزده‌ام بلكه پسر سه‌ساله‌ام كه شيطنت زيادي دارد اين بلاها را موقع بازي با ندا بر سر دختربچه آورده است و آثار كبودي و گازگرفتگي روي بدن دختربچه، كار پسرم است. اما سوزاندن پاهايش را قبول دارم. چرا كه بشدت از دست او ناراحت و عصباني بودم!

عموي بزرگ ندا نيز با چشمان اشكبار گفت: من و پنج خواهر و برادرم اهل روستا هستيم. حدود 11 سال قبل براي كار و زندگي به تهران آمدم. چند سال بعد هم برادر كوچكترم – پدر ندا – كه در كارهاي ساختماني مهارت داشت به تهران آمد و خانه‌اي در يكي از شهرهاي اطراف تهران اجاره و شروع به كار كرد. چند ماه بعد نيز برادرم با دختري ازدواج كرد. آنها چشم انتظار تولد فرزندشان – ندا – بودند كه متأسفانه حدود 20 روز قبل از دنيا آمدن دخترشان، برادرم يك روز صبح - نيمه شهريور 86 – هنگام عزيمت به محل كارش در حال عبور از ريل راه‌آهن با قطار تصادف كرد و كشته شد.مرگ غم‌انگيز و دلخراش او ضربه روحي سنگيني به همسرش و خانواده‌مان وارد كرد. با اين حال ندا متولد شد و تا يك سال هم نزد مادرش بود تا اينكه پدرزن برادرم بعد از مراسم سالگرد دامادش از ما خواست تكليف ندا را مشخص كنيم. ما هم به اداره سرپرستي دادگستري رفتيم كه قاضي دادگاه گفت بچه تا 7 سالگي بايد نزد مادرش بماند. اما چند ماه بعد مادر و پدربزرگ ندا، ‌او را به خانه‌ام آوردند. پس از آن دادگاه پدرم را سرپرست قانوني ندا دانست اما پدرم به علت كهولت سن قادر به نگهداري از بچه نبود بنابر این از سر ناچاري ندا را به خانه خودمان آورده و حدود يك سال هم از او نگهداري كرديم.

اواخر زمستان سال گذشته مادر ندا به ديدنم آمد و از من خواست بچه را به برادر ديگرم كه خانه‌اش نزديكي خانه وی بود بسپاريم تا او هم بتواند بچه‌اش را ببيند. البته باور كنيد ندا راضي نبود از خانه ما برود ولي كودك بيگناه مجبور بود اين شرايط را بپذيرد.

مادر ندا چه گفت؟

مادر ندا كوچولو نيز در تحقيقات گفت: وقتي تصميم به ازدواج مجدد گرفتم، ناچار دخترم را به خانواده شوهرم سپردم اما هيچگاه فكر نمي‌كردم چنين سرنوشت شومي در انتظار فرزندم باشد.

زن 19 ساله درباره زندگي‌اش گفت: 15ساله بودم كه با شوهر اولم پاي سفره عقد نشستيم و در شهريور سال 85 پيوند زناشويي بستيم.من و شوهرم زندگي خوبي داشتيم تا اين كه باردار شدم. اما متأسفانه 20 روز قبل از تولد ندا، شوهرم بر اثر سانحه تصادف با قطار جان باخت. پس از اين حادثه تلخ راهي خانه پدر و مادرم شده و دختر يتيمم را آنجا به دنيا آوردم. حدود يك‌سال و 9 ماه نيز از او نگهداري كردم تا اين كه يكي از برادرشوهرهايم ديه 7 ميليوني شوهرم را گرفت.

به دليل اينكه برايم خواستگار آمده بود پدر و مادرم صلاح ندانستند از دخترم نگهداري كنم. بنابراين خانواده‌ام از برادران شوهرم خواستند سرپرستي بچه را به عهده بگيرند اما آنها قبول نكردند و قرار شد به صورت قانوني مشكلاتمان را حل كنيم. بنابراين به اداره سرپرستي دادگستري رفتيم كه قاضي گفت: بايد تا 7 سالگي از فرزندم نگهداري كنم. با اين حال وقتي براي گرفتن ديه شوهرم رفتيم خانواده اش فرزندم را از من گرفتند و ديگر اجازه ديدنش را هم به من ندادند. آنها همچنين با مراجعه به دادگاه، سرپرستي «ندا» را نيز گرفتند. همان موقع هم ازدواج كردم. به اميد اين كه دادگاه حضانت بچه را به من مي‌دهد شكايتي مطرح كردم، اما خانواده‌ام گفتند به دليل اين كه ازدواج كرده‌ام و سنم كم است نمي‌توانم حضانت بچه را برعهده بگيرم. با اين حال هميشه به فكر فرزندم بودم و حتي چند روز مانده به جشن 2 سالگي‌اش از برادرشوهرم خواستم دخترم را براي چند روز به من بدهد تا برايش تولد بگيرم، اما قبول نكرد. تا اين كه چند ماه بعد همسر برادرشوهرم از نگهداري دخترم سر باز زد و او را تحويل برادر ديگر شوهرم دادند.

مدتي از اين موضوع گذشته بود كه تازه فهميدم دخترم كجاست. بنابراين يك روز برايش لباس و كفش خريدم و به ديدن دخترم رفتم اما زن عموي ندا ـ متهم اصلي پرونده ـ بشدت با من بدرفتاري كرد. بنابراين با مراجعه به دادگاه خواستار ديدار فرزندم شدم كه دادگاه پس از چند ماه در حكمي اجازه داد هفته‌اي 24 ساعت فرزندم را در اختيار داشته باشم. در همين زمان بود كه از طريق بستگانم متوجه شدم چه بلايي بر سر دخترم آمده است. بنابراين خودم را به بيمارستان رسانده و وقتي دخترم را در آن حال و روز ديدم از هوش رفتم. از آن زمان به بعد نيز تقريباً هر روز به ملاقاتش رفته‌ام اما خيلي اجازه ملاقات نداده‌اند. حالا هم از عامل يا عاملان آزار و شكنجه فرزندم شكايت دارم.

لالايي مرگ

حالا ديگر صداي ناله‌هاي ضعيف و معصومانه دخترك، زخم‌ها، سوختگي‌ها و كبودي‌هاي روي پيكر ضعيف و لاغرش همه و همه از پايان زندگي پر درد و رنجش حكايت دارد. او پس از مرگ ناباورانه پدر و رفتن مادر تنهاي تنها مانده بود و هيچ پناهي نداشت. نه دست مهربان و نوازشگر پدر و نه آغوش گرم و پر مهر مادر. دخترك لالايي مي‌خواست، لالايي مادر براي آن كه در نبود پدر آرام گيرد. اما افسوس كه در غروب مه گرفته زندگي كوتاهش هيچكس گریه اش را نشنيد. نه دست مهرباني و نه آغوش گرمي كه غم كودكانه بي پدري و دوري مادر را بگيرد. همه لحظه، لحظه‌هاي زندگي‌ تلخش با كتك و سوختن، ضرب و شتم همراه بود و بس.هر گاه دلش براي پدر تنگ شد و او را صدا زد كتك خورد. هر گاه مادر را صدا زد تا از درد زخم‌هاي دل كوچك و پيكر زخم خورده‌اش بگويد بدنش را سوزاندند.

«ندا» كوچولوي سه ساله، همه اينها را تاب آورد و دم نزد. اما راستي مگر قلب كوچكش تحمل چقدر زخم ناجوانمردي و ضرب و شتم و... را داشت و آخرين بار كه اشك‌هاي چشمان خون آلودش از اين همه خشونت و بي رحمي روي گونه‌هاي كبودش جاري شد، ضربه‌اي مهلك بر سر وصورت كوچولويش وارد آمد و سرانجام جانش را گرفت.



منبع خبر : تابناك - http://tabnak.ir/fa/pages/print.php?cid=118110
تجاوز 3 شيطان صفت به خواهران خردسال


با ثبت شكايت اين دو خواهر 10 و 13 ساله، با دستور ويژه قاضي طاووسي دادستان شهريار جستجو براي يافتن 3 جوان شرور آغاز شد و با شروع تحقيقات ويژه، ابتدا ماموران كلانتري 11 مركزي شهريار با احضار 2 شاكي به مركز پليس به تحقيق از آنها پرداختند و با اطلاعاتي كه از اين دو خواهر ـ شاكيان ـ به دست آوردند، به چهره‌نگاري رايانه‌اي از شرورهاي فراري پرداختند. ماموران در ادامه تحقيقات پي بردند تصوير رايانه‌اي يكي از متهمان فراري با يك شرور سابقه‌دار كه از اراذل و اوباش شهريار است، مطابقت دارد. با مشخص شدن اين موضوع، تصوير وي را به 2 شاكي نشان دادند كه آنها با ديدن تصوير متهم، او را شناسايي كردند. با شناسايي شرور سابقه‌دار، پاتوق‌هاي احتمالي او زير نظر گرفته شد تا اين كه چند روز بعد از حادثه وي در خانه‌اش در يكي از محله‌هاي شهريار شناسايي و در اقدامي ضربتي دستگير شد.
اعتراف به نقشه شيطاني
متهم با اعتراف به ربودن و آزار و اذيت اين دو خواهر گفت: روز حادثه همراه 2 نفر از دوستانم با خودروي پژو در حال تردد در شهر بوديم كه متوجه اين دو دختر شديم كه در حاشيه خيابان منتظر تاكسي بودند من و دو همدستم با ديدن آنها وسوسه شديم اين دو دختر را ربوده و مورد آزار و اذيت قرار دهيم.
متهم ادامه داد: وقتي يكي از دختران مقصد خود را گفت، خودرو را متوقف و او و دختر همراهش را سوار كرديم.
شرور سابقه‌دار افزود: پس از طي مسافتي، تغيير مسير دادم كه 2 دختر مسافر به اوضاع مشكوك شده و فرياد زنان از ما خواستند خودرو را متوقف و آنها را رها كنيم. اما من بدون توجه به التماس‌هاي آنها،‌ به مسير ادامه دادم. 2 همدستم نيز با چاقو آنها را به مرگ تهديد مي‌كردند.
متهم اضافه كرد: پس از طي مسافتي خودرو را مقابل يكي از باغ‌هاي متروكه حومه شهر متوقف و آن دو دختر را كشان‌كشان به داخل باغ منتقل كرديم و بعد از اين كه هر سه نفر آن دو را مورد آزار و اذيت قرار داديم، آنها را در يكي از محله‌هاي شهر رها كرده و متواري شديم. با ثبت اظهارات اين مرد، 2 همدستش هم تحت تعقيب قرار گرفتند و چند روز پيش دستگير و به كلانتري 11 مركزي شهريار منتقل شدند.
متهمان در مواجهه حضوري با شاكيان و همدست خود، به همكاري در ربودن 2 شاكي و آزار و اذيت آنها اعتراف كردند.
بنابراين گزارش، 3 جوان شرور با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند. تحقيقات تكميلي براي فاش شدن ديگر جرايم آنها ادامه دارد.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36
لینک مرجع