۲۷-۵-۱۳۸۹, ۱۲:۰۱ عصر
18 آگوست 1953 (27 مرداد 1332) خيابانهاي تهران پس از چند روز تظاهرات صدها هزار نفري نسبتا خلوت بود. زيرا شب پيش از آن، "لوي هندرسون" سفير آمريكا كه از خارج به تهران بازگشته بود به ديدار دكتر مصدق كه در منزل بود شتافته بود و به او متذكر شده بود كه تظاهر كنندگان اتباع آمريكا را آشكارا تهديد مي كنند و اگر تظاهرات [ضد شاه و ضد استعمار و سلطه] ادامه يابد دولت آمريكا ايران را "منطقه ناامن" اعلام خواهد كرد و اتباع خود را از اينجا خارج خواهد ساخت. با اين كه دكتر مصدق متوجه طرح نقشه بر ضد خود بود، از مردم خواست كه از تظاهرات دست بردارند و به ماموران انتظامي هم دستور داد كه مانع ادامه تظاهرات شوند و اين همان وضعيتي بود كه طراحان نقشه براندازي آرزوي آن را داشتند. مولفاني كه بعدا در اين زمينه كتاب نوشته اند متذكر شده اند كه اگر كارگران دو كارخانه هم در خيابانها بودند، توطئه 28 مرداد نمي توانست به اين آساني به نتيجه برسد - دكتر مصدق در صفحه 182 خاطرات خود نوشته است كه هندرسون مانند "گريدي" سفير سابق آمريكا در تهران بي نظر نبود و به همين سبب "ايدن" مقام انگليسي در كتابش از او سپاسگزاري كرده است. همان ايدني كه نوشته است جنبش مصدق نفوذ ما را در خاورميانه متزلزل كرده و ادامه حكومت او بر ايران براي انگلستان بسيار ناگوار است.
توطئه هاي انگلستان براي بركنار ساختن حكومت دكتر مصدق و فشار اين دولت به دولت آمريكا در انجام آن از همان نخستين روز ملي شدن صنعت نفت آغاز شده بود، ولي "ترومن" رييس جمهوري وقت آمريكا تا روزي كه بر سركار بود (20 ژانويه 1953 مطابق با 30 دي ماه 1331) زير بار براندازي دكتر مصدق نرفت، زيرا كه از قضاوت تاريخ مي ترسيد كه يك دولت ملي و دمكراتيك را ساقط كرده است. اما پس از اين تاريخ كه حكومت آمريكا به دست حزب جمهوريخواه (ژنرال آيزنهاور) افتاد ورق برگشت. مورخان فرصتهايي را كه در زير مي آيد باعث اقدام مشترك آمريكا و انگلستان و عاملان داخلي آنها در براندازي حكومت دكتر مصدق در 28 مرداد 1332 قلمداد كرده اند:
# مرگ ناگهاني استالين و خروج كرملين از انسجام پيشين
# پايان جنگ كره و كاهش گرفتاري هاي دولت آمريكا
# روي كار آمدن ژنرال آيزنهاور در آمريكا كه سعي داشت هر چه زودتر حلقه محاصره شوروي با مهره گمشده ايران تكميل شود و آمريكا در منافع نفتي ايران شريك گردد.
# سخت شدن اوضاع اقتصادي ايران بر اثر طولاني شدن محاصره اين كشور توسط انگلستان كه روي زندگاني روزمره مردم تاثير منفي گذارده بود و باعث دلسردي پاره اي از آنان شده بود
# خريده شدن چند سياستمدار و گروهي از نشريات كه باعث اخلال در صفوف مليون شده بود و دكتر مصدق را ناچار كرده بود كه به كمونيستها (حزب توده) چراغ سبز بدهد كه سبب نگراني آمريكا شده بود.
# آشنايي كامل ماموران اعزامي سيا (سازمان مركزي اطلاعات آمريكا) با سران و گردانندگان اوباش و اراذل تهران كه عوامل انگلستان معرفي كرده بودند و جمعي از افسران كه توسط مستشاران نظامي آمريكا در تهران انتخاب شده بودند.
# تكميل شدن كار شناسايي هواداران قسم خورده و محافظان دكتر مصدق و توانايي آنان به دفاع، آزمايش استعداد اطلاعات شهرباني كشور با ربودن رئيس آن و كشف ضعف آن در جمع آوري اطلاعات.
# موافقت انگلستان با شريك كردن آمريكا در بهره برداري از نفت ايران و سپردن جاي نفوذي اش به آن دولت در ايران آينده [حصول توافق كامل ميان دو دولت].
# تزلزل روز افزون شاه و بيم تسليم شدن او به خواستهاي دكتر مصدق كه در آن صورت برگ برنده بازي براي هميشه از دست مي رفت.
# ترس از جهاني شدن جنبش ناسيوناليستي دكتر مصدق كه نمونه اش در مصر آشكار شده بود و ترس هميشگي استعمار از ناسيوناليسم يعني نيرومند ترين عامل ضد دخالت خارجي و ضد استثمار و تحقير ملت.
توطئه هاي انگلستان براي بركنار ساختن حكومت دكتر مصدق و فشار اين دولت به دولت آمريكا در انجام آن از همان نخستين روز ملي شدن صنعت نفت آغاز شده بود، ولي "ترومن" رييس جمهوري وقت آمريكا تا روزي كه بر سركار بود (20 ژانويه 1953 مطابق با 30 دي ماه 1331) زير بار براندازي دكتر مصدق نرفت، زيرا كه از قضاوت تاريخ مي ترسيد كه يك دولت ملي و دمكراتيك را ساقط كرده است. اما پس از اين تاريخ كه حكومت آمريكا به دست حزب جمهوريخواه (ژنرال آيزنهاور) افتاد ورق برگشت. مورخان فرصتهايي را كه در زير مي آيد باعث اقدام مشترك آمريكا و انگلستان و عاملان داخلي آنها در براندازي حكومت دكتر مصدق در 28 مرداد 1332 قلمداد كرده اند:
# مرگ ناگهاني استالين و خروج كرملين از انسجام پيشين
# پايان جنگ كره و كاهش گرفتاري هاي دولت آمريكا
# روي كار آمدن ژنرال آيزنهاور در آمريكا كه سعي داشت هر چه زودتر حلقه محاصره شوروي با مهره گمشده ايران تكميل شود و آمريكا در منافع نفتي ايران شريك گردد.
# سخت شدن اوضاع اقتصادي ايران بر اثر طولاني شدن محاصره اين كشور توسط انگلستان كه روي زندگاني روزمره مردم تاثير منفي گذارده بود و باعث دلسردي پاره اي از آنان شده بود
# خريده شدن چند سياستمدار و گروهي از نشريات كه باعث اخلال در صفوف مليون شده بود و دكتر مصدق را ناچار كرده بود كه به كمونيستها (حزب توده) چراغ سبز بدهد كه سبب نگراني آمريكا شده بود.
# آشنايي كامل ماموران اعزامي سيا (سازمان مركزي اطلاعات آمريكا) با سران و گردانندگان اوباش و اراذل تهران كه عوامل انگلستان معرفي كرده بودند و جمعي از افسران كه توسط مستشاران نظامي آمريكا در تهران انتخاب شده بودند.
# تكميل شدن كار شناسايي هواداران قسم خورده و محافظان دكتر مصدق و توانايي آنان به دفاع، آزمايش استعداد اطلاعات شهرباني كشور با ربودن رئيس آن و كشف ضعف آن در جمع آوري اطلاعات.
# موافقت انگلستان با شريك كردن آمريكا در بهره برداري از نفت ايران و سپردن جاي نفوذي اش به آن دولت در ايران آينده [حصول توافق كامل ميان دو دولت].
# تزلزل روز افزون شاه و بيم تسليم شدن او به خواستهاي دكتر مصدق كه در آن صورت برگ برنده بازي براي هميشه از دست مي رفت.
# ترس از جهاني شدن جنبش ناسيوناليستي دكتر مصدق كه نمونه اش در مصر آشكار شده بود و ترس هميشگي استعمار از ناسيوناليسم يعني نيرومند ترين عامل ضد دخالت خارجي و ضد استثمار و تحقير ملت.